تبلیغات
من - 1841
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من




به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
 

من این وِلا می خرم ...
امام به حقّ ناطق، حضرت أباعبدالله، جعفر بن محمّدٍ الصّادق علیهما السّلام می فرمایند:
«وَ لا یُجَاوِرُونَ لَنَا عَدُوّاً وَ لا یَسْأَلُونَ لَنَا مُبْغِضاً وَ لَوْ مَاتُوا جُوعاً »  
« شیعیان ما، با دشمنان ما همنشین نیستند و از دشمن و کسی که نسبت به ما بغض دارد، درخواست نمی كنند، گرچه از گرسنگی بمیرند. »
یکی از برجسته ترین شیعیان در طول تاریخ، جُندَب بن جُنادِه، ابوذَر غِفاری است. وی یکی از مَظاهر واقعی این حدیث می باشد.
در زمان خلیفه ی سوم، که أمیرالمؤمنین علیه السّلام خانه نشین شدند، ابوذر با خود فکر کرد که وظیفه ی ایشان خانه نشینی و سکوت است، اما من وظیفه دارم تعدادی یار و شیعه برای ایشان بسازم. ابوذر به شام و شهر «جَبَل عامِل» سفر کرد و آن جا را پایگاه تبلیغی خود قرار داد. خبر فعالیت های او به معاویه، والی شام رسید.
معاویه، نامه ای به خلیفه نوشت که:
«ما از دست ابوذر به سُتوه آمدیم.»
خلیفه در جواب نوشت:
«ابوذر را با آزار و اذیت فراوان راهی مدینه کنید. »
خلیفه خیال می کرد با این فشارها، ابوذر از مجاهدت در راه حق دست می کشد. اما جندب پس از ورود به مدینه، فعالیت های تبلیغی خود را از سر گرفت و شروع به افشاگری علیه حکومت خلیفه و بنی امیه کرد. خلیفه با خودش گفت: «عجب کاری کردیم! معاویه رو از چاله در آوردیم و خودمون در چاه افتادیم.»
اطرافیان خلیفه به او گفتند: «اباذر یک عرب صحرا نشین بوده، حتماً بی پول شده که این جوری سر و صدا می کنه. یه پولی بهش بده ساکت می شه.»
نیمه های شب خلیفه 200 سکه ی طلا به یکی از نوکرانش داد و به او گفت: «بی سر و صدا این ها را ببر به ابوذر بده و بگو ساکت شود.»
مأمور خلیفه آمد درِ خانه ی ابوذر را زد. ابوذر بیرون آمد. مأمور هر کار کرد ابوذر پول ها نپذیرفت. فردای آن روز ابوذر را به صحرای « رَبَذِه » تبعید کردند.
امام صادق علیه السّلام به زراره فرمودند:
«ای زراره، به خدا قسم همان شبی که ابوذر 200 سکه ی طلا را رد کرد، تا صبح از شدت گرسنگی نخوابید. »

روزی اگر شود وِلای تو، قیمت جان

 من این وِلا می خرم به قیمت جان

 





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 11 مرداد 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()
پنجشنبه 9 مرداد 1393 06:54 ق.ظ
سلام دوست عزیز!

وبلاگ خیلی زیبایی داری!

لطفا هر چه زودتر به منم سر بزن!

و برام نظر بذار که بدونم اومدی!

منتظرما!


شنبه 10 اسفند 1392 06:43 ق.ظ
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

با سلام و احترام

وبی سا خته ام برای عاشقانی که مسا فت ها ی دور را برای رسیدن به معشوقشان پیاده طی میکنن در قلبشان خسته گی راهی ندارد چون عطر طمع

وصال بی قرار شان کرده

لطفا ... فقط ...خاطره شعر حدیث و سلام خودتون برای امام مهربانی ها امام الرضا ع
در نظرات فراموش نفرمایید دعوت تون میکنم به یه زیارت انلاین در حرم با صفاش...

پیشاپیش سال جدید بهتون تبریک عرض میکنم امید وارم سالی پر از سلامتی
شادی و بهروز ی داشته باشید ....
شنبه 5 بهمن 1392 05:19 ب.ظ
سلام.
نمیدونم چرا هرکی تو لینکستان وبم منه ترک اینترنت کرده؟!

موفق باشین و پایدار بزرگوار!
شنبه 27 مهر 1392 01:55 ب.ظ
مثل همیشه عالی
یکشنبه 3 شهریور 1392 01:14 ب.ظ
سلام بزرگوار خیلی عالی بود درود بر شما.
در ضمن بنده وبلاگم(ندای ولایت) رو حذف کردم لطفا لینکش رو بردارید.تشکر از بابت ایمیل های زیبایی که گاهی میفرستید.

یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.