تبلیغات
من - سفری به درون،كیمیای فقر
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من




ماه مبارک رمضان فرا رسیده، همان ماه تزکیه و تهذیب نفس، ماه بریدن از تعلقات و وابستگی ها، ماه رها شدن و پرواز کردن، فرصت کوچ نمودن و هجرت از خود.

رمضان ماه نزدیک تر شدن به خداست، ماه دربند شدن شیاطین است برای کسانی که وارد حریم رمضان شده و آنرا درک کرده باشند.




رمضان فرصت سفر کردن است، سفری به درون خود، و آشنا شدن با اسرار وجود، اما نه یک سفر جمعی این سفری است که هرکس باید به تنهایی به درون خود داشته باشد، البته نه تنهای تنها بلکه در کنار مولا و امام و هادی و ولی و مرشد خود.

باید دست در دست او نهاده و به هدایتش پای در دالان ها و زوایای تاریک و ناشناخته وجود خود گذاشته و آنها را شناخته و غبار روبی نماید، زشتی ها و پلیدی ها را زدوده، خود را برای دریافت فیض رمضان و حقیقت آن محیا کند، پس بیایید تک تک ما این سفر را آغاز نماییم، لکن پیش از آن مولا و صاحب خود را به استعانت بخوانیمرضیتک یا مولای اماما و هادیا و ولی و مرشدا (مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان)

ای مولاای امام و هادیای ولی و مرشدما از محضرت طلب کرده و از تو می خواهیم در این مسیر پرپیچ و خم و تاریک چراغ راهمان باشید تا مگر با شناخت نفس خود شایستگی و توفیق معرفت رب را نیز بدست آوریم.

بی تردید مولایمان این درخواست و تمنای ما را نیک خواهد پذیرفت، زیرا که خود وعده فرموده اند که :

اگر خواستار هدایت و ارشاد باشی، ارشاد خواهی شد و اگر جویا شوی خواهی یافت.(کمال الدین ج۲،ص۵۰۲)

من کیستم؟

اینگونه سفر آغار می گردد!

آیا من آنم که مولا امیر المومنین(عفرموده همانا انسانها معادنی هستند چون معادن طلا و نقره یا آنکه فرموده:

«دوای تو در توست و خود نمی دانی؛

و درد تو از توست و توجه نداری؛

گمان می کنی جسم کوچکی بیش نیستی؛

و حال آنکه در تو عالمی عظیم پیچیده؛

و تو آن کتاب گویایی هستی که به حرف حرفت آشکار می گردد پنهان(ترجمه از دیوان امیرالمومنین علیه السلام)

یا آنم که خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«انسان ضعیف آفریده شده است.» (نسا ۲۸)

«همانا انسان ظالم و حق پوش می باشد.»(ابراهیم ۲۴)

«همانا انسان بسیار عجول می باشد.» (اسرا ۱۱)

«و انسان بسیار جدل کننده است.»(کهف ۵۴)

«انسان بسیار بخیل و ممسک است.» (اسرا ۱۰۰)

«او بسیار زود مایوس می شود.»(هود ۹)

«انسان دائما در حال زیان دیدن است.»(عصر۲)

سرمایه من چیست؟ سرمایه های من این چشم ها و گوش ها، این دست ها و پاها، و این قلب من و عقل من است.

چشم هایم که جهان را با آنها به تماشا می نشینم، گرچه گاه چشم هست و بینایی نیست.

و گوش هایم که صدا ها را با آن تشخیص می دهم، لکن چه بسا گوش هست و شنوایی نیست.

و زبانی که کلمات بر آن جاری می گردد، اما چه وقتها که زبان در کام هست لکن مرا گویایی نیست.

و پاها و دست ها که در قدرت و ضعف متفاوت بوده گاه قوی و سریع، گاه ناتوان و سستند.

و این عقل که چه بسیار مواقع در بند شهوات و امیال اسیر مانده و از تشخیص درست از نادرست بازمی مانند و به خطا حکم می کنند و مرا به بیراهه می فرستد و گمراهم می کند.

و این قلب که نظم و انضباط ضربان آن از عهده من خارج بوده، گه تند و گه کند می تپد.

این جسم من است که اختیار سلامت و بیماری و قوت و ضعف آنرا ندارم، در منتهای صحت و سلامت راه می روم و زندگی می کنم ناگهان چنان ضعف و بیماری بر من چیره می گردد که گویی هرگز سرپا نبوده و حرکت نداشته ام.

در اوج نشاط و شادمانی و تلاش و فعالیت و جنب و جوش ناگهان، اندوه و افسردگی، کسالت و پوچی به سراغم می آید، همه زیبایی های عالم پیش چشمانم به زشتی می گراید و امیدم به ناامیدی بدل می شود و قوتم به سستی.

می خواهم عقلم را به کار گرفته و راه سعادت و رستگاری را پیدا نمایم، لکن احساسم تحت تاثیر دیده ها و شنیده ها قرارم می دهد و راهزنان اندیشه و دزدان ایمان به هزار حیله و تزویر از راه به درم نموده گمراهم می سازند بی آنکه از عقلم کاری ساخته باشد.

پس من چیستم؟

من ضعیفم، مت جاهل و ناسپاس و طغیان گرم، من بخیل و ممسک و ستیزه جو، من نادان و بی صبرممن ناتوان و سست و آسیب پذیرم.

خلاصه همه سرمایه هایم آن به آن در معرض خسران و زیان است.

آری مولای مناینست حاصل سفر امروز من به درونم، من از خود نمی بینم چیزی جز اینکه مسکینم، سراپایم را فقر پوشانده، من از فقر ساخته شده ام، جز فقر انتظارم را نمی کشد، پس چه سنخیتی است بین من و سخن امیرالمومنین (علیه السلام)؟

من کجا و معدن طلا و نقره کجا؟

من کجا و جهان عظیم درون کجا؟

من کجا و کتاب گویا و آشکار کننده کجا؟

کجاست آن صحیفه که هر حرف آن جهانی از معنا را باز می گشاید؟

به راستی چاره فقر من که هستیم هر لحظه در سراشیب هلاکت و نیستی است چه می باشد؟ جز آنکه دست در دست مولا و مقتدای توانا چون تو بگذارم و به دامان کرم و سخایت چنگ زنم تا مرا از گرداب نیستی و مرداب تباهی به سرزمین های روشن هستی رهنمون گردانی.

چاره ام چیست جز آنکه از تو بیاموزم و آنگونه که تو می گویی نجوا کنم:

الهی کسری لا یجبره الا لطفک و حنانک

و فقری لا یغنیه الا عطفک و احسانک

و روعتی لا یسکنها الا امانک

و ذلتی لا یعزها الا سلطانک...

(مناجات المفتقرینمفاتیح الجنان)


برگرفته از:سایت پدر مهربان





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها : ماه مبارك رمضان، سفر به درون، كیمیای فقر، مناجات المفتقرین،
لینک های مرتبط :


شنبه 31 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()
یکشنبه 1 مرداد 1391 01:34 ق.ظ
سیدبن طاووس در کتاب اقبال پس از نقل این دعا از قول امام باقر علیه السلام روایتی به این مضمون نقل می‏نماید:

اگر مردم میدانستند عظمت این دعا در نزد خدا و سرعت استجابت این دعا برای کسی که آن را می‏خواند برای بدست آوردن آن بر روی همدیگر شمشیر می کشیدند!

به روزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.