تبلیغات
من - مطالب تیر 1391
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من




ماه مبارک رمضان فرا رسیده، همان ماه تزکیه و تهذیب نفس، ماه بریدن از تعلقات و وابستگی ها، ماه رها شدن و پرواز کردن، فرصت کوچ نمودن و هجرت از خود.

رمضان ماه نزدیک تر شدن به خداست، ماه دربند شدن شیاطین است برای کسانی که وارد حریم رمضان شده و آنرا درک کرده باشند.




رمضان فرصت سفر کردن است، سفری به درون خود، و آشنا شدن با اسرار وجود، اما نه یک سفر جمعی این سفری است که هرکس باید به تنهایی به درون خود داشته باشد، البته نه تنهای تنها بلکه در کنار مولا و امام و هادی و ولی و مرشد خود.

باید دست در دست او نهاده و به هدایتش پای در دالان ها و زوایای تاریک و ناشناخته وجود خود گذاشته و آنها را شناخته و غبار روبی نماید، زشتی ها و پلیدی ها را زدوده، خود را برای دریافت فیض رمضان و حقیقت آن محیا کند، پس بیایید تک تک ما این سفر را آغاز نماییم، لکن پیش از آن مولا و صاحب خود را به استعانت بخوانیمرضیتک یا مولای اماما و هادیا و ولی و مرشدا (مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان)

ای مولاای امام و هادیای ولی و مرشدما از محضرت طلب کرده و از تو می خواهیم در این مسیر پرپیچ و خم و تاریک چراغ راهمان باشید تا مگر با شناخت نفس خود شایستگی و توفیق معرفت رب را نیز بدست آوریم.

بی تردید مولایمان این درخواست و تمنای ما را نیک خواهد پذیرفت، زیرا که خود وعده فرموده اند که :

اگر خواستار هدایت و ارشاد باشی، ارشاد خواهی شد و اگر جویا شوی خواهی یافت.(کمال الدین ج۲،ص۵۰۲)

من کیستم؟

اینگونه سفر آغار می گردد!

آیا من آنم که مولا امیر المومنین(عفرموده همانا انسانها معادنی هستند چون معادن طلا و نقره یا آنکه فرموده:

«دوای تو در توست و خود نمی دانی؛

و درد تو از توست و توجه نداری؛

گمان می کنی جسم کوچکی بیش نیستی؛

و حال آنکه در تو عالمی عظیم پیچیده؛

و تو آن کتاب گویایی هستی که به حرف حرفت آشکار می گردد پنهان(ترجمه از دیوان امیرالمومنین علیه السلام)

یا آنم که خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«انسان ضعیف آفریده شده است.» (نسا ۲۸)

«همانا انسان ظالم و حق پوش می باشد.»(ابراهیم ۲۴)

«همانا انسان بسیار عجول می باشد.» (اسرا ۱۱)

«و انسان بسیار جدل کننده است.»(کهف ۵۴)

«انسان بسیار بخیل و ممسک است.» (اسرا ۱۰۰)

«او بسیار زود مایوس می شود.»(هود ۹)

«انسان دائما در حال زیان دیدن است.»(عصر۲)

سرمایه من چیست؟ سرمایه های من این چشم ها و گوش ها، این دست ها و پاها، و این قلب من و عقل من است.

چشم هایم که جهان را با آنها به تماشا می نشینم، گرچه گاه چشم هست و بینایی نیست.

و گوش هایم که صدا ها را با آن تشخیص می دهم، لکن چه بسا گوش هست و شنوایی نیست.

و زبانی که کلمات بر آن جاری می گردد، اما چه وقتها که زبان در کام هست لکن مرا گویایی نیست.

و پاها و دست ها که در قدرت و ضعف متفاوت بوده گاه قوی و سریع، گاه ناتوان و سستند.

و این عقل که چه بسیار مواقع در بند شهوات و امیال اسیر مانده و از تشخیص درست از نادرست بازمی مانند و به خطا حکم می کنند و مرا به بیراهه می فرستد و گمراهم می کند.

و این قلب که نظم و انضباط ضربان آن از عهده من خارج بوده، گه تند و گه کند می تپد.

این جسم من است که اختیار سلامت و بیماری و قوت و ضعف آنرا ندارم، در منتهای صحت و سلامت راه می روم و زندگی می کنم ناگهان چنان ضعف و بیماری بر من چیره می گردد که گویی هرگز سرپا نبوده و حرکت نداشته ام.

در اوج نشاط و شادمانی و تلاش و فعالیت و جنب و جوش ناگهان، اندوه و افسردگی، کسالت و پوچی به سراغم می آید، همه زیبایی های عالم پیش چشمانم به زشتی می گراید و امیدم به ناامیدی بدل می شود و قوتم به سستی.

می خواهم عقلم را به کار گرفته و راه سعادت و رستگاری را پیدا نمایم، لکن احساسم تحت تاثیر دیده ها و شنیده ها قرارم می دهد و راهزنان اندیشه و دزدان ایمان به هزار حیله و تزویر از راه به درم نموده گمراهم می سازند بی آنکه از عقلم کاری ساخته باشد.

پس من چیستم؟

من ضعیفم، مت جاهل و ناسپاس و طغیان گرم، من بخیل و ممسک و ستیزه جو، من نادان و بی صبرممن ناتوان و سست و آسیب پذیرم.

خلاصه همه سرمایه هایم آن به آن در معرض خسران و زیان است.

آری مولای مناینست حاصل سفر امروز من به درونم، من از خود نمی بینم چیزی جز اینکه مسکینم، سراپایم را فقر پوشانده، من از فقر ساخته شده ام، جز فقر انتظارم را نمی کشد، پس چه سنخیتی است بین من و سخن امیرالمومنین (علیه السلام)؟

من کجا و معدن طلا و نقره کجا؟

من کجا و جهان عظیم درون کجا؟

من کجا و کتاب گویا و آشکار کننده کجا؟

کجاست آن صحیفه که هر حرف آن جهانی از معنا را باز می گشاید؟

به راستی چاره فقر من که هستیم هر لحظه در سراشیب هلاکت و نیستی است چه می باشد؟ جز آنکه دست در دست مولا و مقتدای توانا چون تو بگذارم و به دامان کرم و سخایت چنگ زنم تا مرا از گرداب نیستی و مرداب تباهی به سرزمین های روشن هستی رهنمون گردانی.

چاره ام چیست جز آنکه از تو بیاموزم و آنگونه که تو می گویی نجوا کنم:

الهی کسری لا یجبره الا لطفک و حنانک

و فقری لا یغنیه الا عطفک و احسانک

و روعتی لا یسکنها الا امانک

و ذلتی لا یعزها الا سلطانک...

(مناجات المفتقرینمفاتیح الجنان)


برگرفته از:سایت پدر مهربان





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها : ماه مبارك رمضان، سفر به درون، كیمیای فقر، مناجات المفتقرین،
لینک های مرتبط :


شنبه 31 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()



این هلال ماه از طرف باغ جنان می آید

هوش باشید كه ماه رمضان می آید

در شب اول این ماه پی ماه مرو

ماه این ماه شب نیمه آن می آید...

 

فرا رسیدن ماه مبارك رمضان پیشاپیش بر شما بزرگواران مبارك





نوع مطلب : شخصی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سّلم به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ای ابالحسن این ماه رمضان است كه روی آورده است،پس پیش از افطار دعا كن؛زیرا جبرئیل علیه السّلام نزد من آمد و خطاب به من گفت:هر كس این دعا را پیش از افطار در ماه رمضان بخواند،خداوند متعال دعای او را اجابت نموده و روزه و نمازش را قبول می كند و 10 دعای دیگر او را اجابت می كند و نیز گناه او را می آمرزد و ناراحتی اش را برطرف نموده و اندوهش را مرتفع ساخته و حوائج او را بر آورده و خواسته هایش را به او داده و عمل او را همراه با اعمال پیامبران و صدّیقان بالا می برد و در روز قیامت،در حالی كه چهره اش نورانی تر از ماه شب چهارده است،حضور پیدا می كند.به جبرئیل گفتم:این دعا چیست؟گفت:بگو:

«اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ العَظِیمِ،وَ رَبَّ الكُرسِیِّ الرَّفِیعِ،وَ رَبَّ البَحرِ المَسجُورِ،وَ

خداوندا،ای پروردگار نور عظیم و پروردگار كرسی[علم]بلند و پروردگار دریای خروشان و

رَبَّ الشَّفعِ الكَبِیرِ،وَ النُّورِ العَزِیزِ،وَ رَبَّ التَّوراةِ وَ الاِنجِیلِ وَ الزَّبُورِ،وَ الفُرقانِ العَظِیمِ.

پروردگار[دو اسم عظیم از اسمای الهی]بزرگ و نور سربلند و پروردگار تورات و انجیل و زبور و فرقان[قرآن]بزرگ.

أَنتَ إِلهُ مَن فِی السَّماواتِ،وَ إِلهُ مَن فِی الأرضِ،لا إِلهَ فِیهِما غَیرُكَ،

تو معبود آسمانیان و زمین هستی و معبودی جز تو وجود ندارد

و أَنتَ جَبَّارُ مَن فِی السَّماواتِ،و جَبَّارُ مَن فِی الأرضِ،لا جَبَّارَ فِیهِما غَیرُكَ،

و تو شكوهمند چیره بر آسمانیان و زمنیان هستی و شكوهمندی جز تو وجود ندارد

وَأَنتَ مَلِكُ مَن فِی السَّماواتِ،وَ مَلِكُ مَن فِی الأرضِ،لا مَلِكَ فِیهِما غَیرُكَ،

و تو فرمانروای آسمانیا و زمینیا هستی و فرمانروایی جز تو وجود ندارد،

أَسأَلُكَ بِاسمِكَ الكَبِیرِ،وَ نُورِ وَجهِكَ الكَرِیمِ[المُنِیرِ]،وَ بِمُلكِكَ القَدِیمِ،

به نام بزرگ و نور روی[ذات ،یا اسما و صفات]با كرامت[درخشان]و به پادشاهی دیرینه ات،از تو درخواست می كنم،

یا حَیُّ یا قَیُّومُ،یا حَیُّ یا قَیُّومُ،یا حَیُّ یا قَیُّومُ،أَسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذِی أَشرَقَ بِهِ كُلُّ شَیء،

ای زنده ای پاینده،ای زنده ای پاینده،ای زنده ای پاینده،به آن اسم تو كه هر چیز بدان روشن است،

وَ بِاسمِكَ الَّذِی أَشرَقَت بِهِ السَّماواتُ وَ الأرضُ،وَ بِاسمِكَ الَّذِی صَلُحَ بِهِ الاوَّلُونَ،وَ بِهِ یَصلُحُ الآخِرُونَ.

و به آن اسم تو كه آسمان ها و زمین بدان روشن است و به آن اسم تو كه پیشینیان بدان سامان یافته و شایسته گردیده اند و نسل های متأخر بدان سامان می یابند و شایسته می گردند.

یا حَیّاً[حَیُّ] قَبلَ كُلِّ حَیّ‌،وَ یا حَیّاً[حَیُّ]بَعدَ كُلِّ حیّ،وَ یا حَیُّ لا إِلهَ إِلّا أَنتَ،صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،

ای زنده پیش از هر زنده و ای زنده بعد از هر زنده و ای زنده ای كه معبودی جز تو وجود ندارد،بر محمد و آل محمد درود فرست،

وَ اغفِر لِی ذُنُوبی،وَ اجعَل لِی مِن أَمرِی یُسراً وَ فَرَجاً قَرِیباً،

و گناهان مرا بیامرز و در كارم آسانی و گشایش نزدیك قرار ده،

وَ ثَبِّتنِی عَلی دِینِ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَ عَلی هُدی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَ عَلی سُنَّة مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد-عَلَیهِ وَ عَلیهِمُ السَّلامُ-،

و مرا بر آیین  و هدایت و راه و روش محمد و آل محمد-سلام بر او و آنان-استوار بدار

وَ اجعَل عَمَلِی فِی المَرفُوعِ المُتَقَّبلِ،وَ هَب بِرَحمَتِكَ یا أَرحَمَ الرّاحِمِینَ.»

و عملم را جزو اعمال صعود یافته و پذیرفته شده بگردان و رحمتت را به من ارزانی دار ای مهربان ترین مهربانان.

 

اقبال الاعمال،انتشارات سماء قلم،ج1،ص311





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()


خورشید به من بتاب و تطهیرم كن

چون آینه ها بشكن و تكثیرم كن

یك بار سر سفره لطف و كرمت

بنشانم و یك عمر نمك گیرم كن


من نوشت:سلام دوستان بزرگوار،ممنون از اینكه بهم سر میزدید.راستش مسافرت بودم كه آپ نمی كردم و خواب نبودم!الان هم كه اومدم میخوام یه كارایی تو این وبلاگ انجان بدم البته اگه خدا بخواد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 28 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

یا صاحب الزمان

لحظه های نزدیك شدن به میلادت برای آنان که عمرشان٬ زندگی شان٬ مال شان٬ وقف تو بود لحظه های سرافرازیست.

حالا که می خواهم خودم را میان منتظران واقعی ات جا بزنم

حالا که وقت خود نشان دادن است و می بینم حتی کلاف نخی هم ندارم

چه خوب می فهمم هر کس زندگی اش را با تو معامله کرد پیروز بوده و غیر از این باخته است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 13 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه
به امیدقدمت كون و مكان چشم به راه
نازنینا نفسی اسب تجلی زین كن
كه زمین گوش به زنگ است و زمان چشم به راه
آفتابا دمی از ابر برون آ كه بُوَد
بی تو منظومه ی امكان،نگران چشم به راه







نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها : نیمه شعبان، حضرت مهدی علیه السلام،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()



عطر آرام تو که از افق لبریز می‏شود، جهان در دامنه زلال روح تو به نماز می ‏ایستد.همه نام تو را می‏دانند. همه تو را می‏شناسند. تو شبیه ‏ترین غنچه ‏ها به بهاری، تو شبیه ‏ترین شکوفه ‏های ازل به پیامبری صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله . همه عطر تو را می ‏شناسند.

گل لیلا به جمالت صلوات

به جبین و خط و خالت صلوات

یا علی اکبر خوش آمدی






نوع مطلب : روز خدا، یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

 

بسم الله الرحمن الرحیم

5 روز مانده به میلاد پدر

 5 روز مانده به سحری که می تواند سحر دیدار باشد... و کاش که باشد...

السلام علیک یا ابا صالحٍ المهدی

از امام صادق علیه السّلام روایت شده که از امام باقر علیه السّلام از فضیلت شب نیمه‏ شعبان سؤال شد،
ایشان فرمودند: این شب پس از شب قدر برترین شبهاست.
در این شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازیر می کند،
و آنان را به بخشش و کرم خویش می آمرزد،
پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن‏ بکوشید،
که آن شبى است که خدا به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده،
که سائلى را از درگاه خویش با دست خالى بازنگرداند مادام که انجام معصیتى را درخواست نکند،
و شب نیمه شعبان شبى است که حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض‏ شب قدر که آن را مخصوص پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود،
پس در دعاى و ثنا بر خداى تعالى کوشش کنید...



مفاتیح الجنان، اعمال شب نیمه شعبان



*****
چه کسی می داند؟
شاید آن شادترین لحظه ی ما در راه است...
اندکی صبر سحر نزدیک است...

در پناه صاحب الزمان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها : 5روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


شنبه 10 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

آیت الله  وحید خراسانی در دیدار جمعی از جوانان و خادمین عاشورای فاطمی مشهد مقدس برکات کار آنان را برشمردند و به همگان توصیه کردند که قرآن را بخوانند و به امام زمان هدیه کنند . سپس معظم له سفارش اکید  نمودند که شب نیمه شعبان ساعت 11 شب همگی دست به دعا برداشته ، دعای فرج را زمزمه کنند.  مشروح بیانات معظم له به شرح زیر است :

 

 

 

پیغمبر خاتم بیاناتش نسبت به افراد ، مختلف است؛ گاهی برای عامه ی مردم تکلم می کند، گاهی برای خواص. در آن مواردی که مورد خطاب نخبه ی اصحاب اند، باید در کلام آن حضرت بسیار تعمق بشود. به ابی ذر - که کسی است که به قدری مقرب است و او تنها مردی است که قیام کرد در مقابل حکومت باطل عثمان و به ربزه تبعید شد و امیر المؤمنین به بدرقه ی او رفت- این مرد عظیم الشأن مورد خطاب پیغمبر خاتم است. روایت مفصل است، فرمود: پنج چیز را غنیمت بشمار قبل از تبدل- بعضی از اینها ذکر می شود- حیاتت را قبل از مرگت. این زندگی را قبل از مردن آنچه باید در تقدیر آن سعی کن. دوم: صحتت را قبل از مرض؛ سوم: جوانی ات را قبل از پیری. این کلمه امروز مورد نظر ماست: "اغتنم شبابک قبل حرمک". این بیان دریایی از حکمت است.

 

همینطوری که آفاق چهار فصل دارد، انفس هم فصولی دارد؛ "سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ". در عالم آفاق، زمستان است و تابستان و پاییز و بهار؛ در زندگی انسان هم این چهار فصل است. در بهار زمین زنده می شود . هیچ بذری در زمستان به ثمر نمی رسد اما در بهار است که بذر پاشیده می شود و نسیم بهار زمین را زنده می کند، بعد آن بذرها به ثمر می رسد؛ جوانی در انسان، بهار است در عالم آفاق و زمان؛ یعنی در این فصل روح ،زندگی دارد که هر بذری از علم و عمل در این فصل به ثمر می رسد. حالا عمده این است که از جوانی چگونه باید استفاده کرد. این که فرمود: غنیمت بشمار زندگی را قبل از مرگ، جوانی را قبل از پیری ،سرّش این است. بعد که فصل گذشت هیچ نمی ماند الا حسرت که من می توانستم از این زندگی چه بهره ها ببرم و نبردم، جوانی پیر می شود ولی در پیری دیگر آن جوانی برگشتنی نیست؛ خواه ناخواه آنچه باقی می ماند حسرت است ، که چه جور رفت و ما دانه ای که باید بپاشیم و درخت میوه داری باشد، نداریم.

 

خلاصه، در فصل جوانی بهار باغ زندگانی انسان است، همانطوری که نسیم بهار زمین را زنده می کند، بعد دانه به ثمر می رسد. آن نسیمی که در جوانی، بهار وجود انسان را زنده می کند آن نسیم، قرآن است، لذا اسرار کلمات اولیای خدا غوغایی است. فرمود: جوانی که در شباب و جوانی، قرآن را آنچنان بخواند که آن قرآن با گوشت و پوست او آمیخته شود... . چه می کند این قرآن در روح این جوان؟ اثر این است... آن جوان به پیری می رسد، آن پیری به مرگ منتهی می شود، این پیشآمد همه ی ماست، استثنا ندارد، "إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَیِّتُونَ". اگر بنا بود زندگی خلودی داشته باشد برای پیغمبر و آلش بود. این است که زندگی ها منتهی می شود به مرگ، سلامتی ها منتهی می شود به مرض، جوانی ها ختم می شود به پیری. ...آن جوانی که جوانی اش را صرف قرآن کرد و در فصل شباب از گناه گذشت و تقوا شعار او شد، این جوان روز قیامت مبعوث می شود: صورت مثل ماه شب چهارده . این جمال عاریتی خواه ناخواه گرفته می شود اما آن جمال، ابدی است. بعد خطاب می آید به آن جوان که جوانی ات را صرف در کلام من کردی امروز جزای تو این است: دو دستت را باز کن، دو دست باز می شود یک نامه به دست راستش داده می شود، یک نامه به دست چپ. در آن نامه ای که در دست چپ است امان از جهنم است، در آن نامه ای که در دست راست است سند دخول در جنت اعلا است. بعد او را ملائکه، همان جوان را تا بهشت بدرقه می کنند. بعد که وارد بهشت شد خطاب از خدا می آید: این بهشت من برای تو مباح است، عدد درجات این بهشت به شماره ی آیات قرآنی است که جوانی ات را در آن صرف کردی، اقرأ ،یک آیه بخوان یک درجه طی کن. بعد همه آیات قرآن خوانده می شود، تمام درجات فردوس برین به همین جوان داده می شود.

 

این است استفاده ی از حیات. اسم شما در دفتری نوشته شده که هر اسمی لایق آن دفتر نیست. سعی کنید که آن اسم قلم نخورد، عمده این است، و برای ابد بماند. راهش این است که از امروز این برنامه را عمل کنید. کسی که اسمش در دفتر فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها) ثبت بشود آن اسم در دفتر تمام چهارده معصوم است، سرّش این است: به هرجا بروی... اگر بروی کنار قبر امام هشتم، در زیارت او چه می خوانی؟ یا بن فاطمة الزهراء!،اگر بروی کنار قبر سید الشهدا در زیارت او باز چه می گویی؟ یا بن فاطمة الزهرا! اگر بری کنار قبرخاتم انبیا به او چه خواهی گفت؟ سلام ات به او این است: سلام بر تو ای پدر فاطمه زهرا! اگر بروی کنار قبر امیر المؤمنین خطاب تو به آن حضرت این است: سلام برتو ای شوهر زهرا! این است که اسمی که در دفتر اوست در دفتر همه معتبر است. خوشا به حال آن کسانی که حداکثر استفاده را از فاطمیه کردند.

 

کسی خبر ندارد چه غوغایی است. امام ششم رئیس مذهب شیعه دعایش این است: خدایا رحمت کن آن کسی که امر ما را زنده کند. شما چه کردید ،دو دو تا چهارتا، این حساب برهانی است . شما روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) به هر وسیله ای متوسل شدید هر قطره ی اشکی که از هر چشمی که برای آن پهلوی شکسته جاری شد هم در نامه ی عمل او نوشته شد، هم در نامه ی عمل شما، و هر یک، یک دعا از امام ششم نصیب شما شد. این نعمت عظمی مجهولة القدر است، همانطوری که خود آن حضرت المجهولة قدرا، المخفیة قبرا، هم قدر او، هم قبر او هردو پنهان است اما قبرش کی ظاهر می شود؟ آن وقتی که فرزندش تکیه ی به خانه کعبه بدهد آن وقت پرده از این راز برداشته می شود. اما قدر زهرا ممکن نیست در دنیا ظاهر بشود، آن، ذخیره ی روز قیامت کبری است. وقتی که همه ی انبیا می گویند: وانفسا! همچو وقتی او وارد محشر می شود. ورودش در محشر عقل اولین و آخرین را مبهوت می کند کیفیت ورودش، تا می رسد به عرش خدا؛ قدرش آن وقت ظاهر می شود. آن وقتی که به آنجا رسید، کاری می کند که حساب محشر یکسره می شود، کاری که احدی خبر ندارد. یک مرتبه یک پیراهن غرق به خون باز می کند، روی سرش می اندازد که جبرئیل نازل می شود، می گوید: خدا به تو سلام می رساند، می گوید: هر چه می خواهی بخواه! حد و مرز دیگر نیست. آنجاست که "وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى" به قدری باب عنایت باز می شود. می گوید: - اول کلمه اش- یا رب شیعتی. حالا همچو وقتی تو را فراموش خواهد کرد که آن همه برای عزای او زحمت کشیدی؟ هم خودت، هم متعلقین و متعلقات ات همگی آن روز برات نجات از دست او خواهید گرفت.



کاری کنید که اسمتان در هر دفتری نوشته بشود . امشب شب میلاد سید الشهدا است. فردا چه خبراست ؟ فردا روزی است که همچو اتفاقی در عالم نیفتاده؛ آن اتفاق این است: دو قنداقه به عرش رفت: یکی قنداقه ی صاحب فردا، یکی قنداقه ی ولی عصر صاحب الزمان؛ سوم شعبان و نیمه شعبان.



سعی کنید ان شاءالله امسال شب نیمه شعبان ، آن شبی است که شرح و وصفش فوق بحث و گفتگو است. شیخ الطائفه شیخ طوسی در مصباح المتهجد یک دعایی دارد که عقل همه ی حکما ، همه ی فقها، در فهم آن کلمات مبهوت است. تعبیر از امام زمان این است: ضیاءالله المشرق، نورالله المتألق. این کلمات فوق تصور ادراک ماست. کیست امام زمان؟ چه مقامی است ؟ ضیاء خداست، هم نور خداست. قرآن را بخوان: خدا قمر را نور قرار داده، ماه نور است، خورشید ضیاء است. آن وقت در وجود امام زمان هردو جمع می شود، اما تفاوت بین این ضیاء و آن ضیاء، بین این نور و آن نور حدی است که جز خدا و چهارده معصوم از درکش عاجزند. نور شد نور خدا ، ضیاء شد ضیاء خدا. امام زمان نورالله المتألق، ضیاء الله المشرق. شب نیمه شعبان آن دعا که معین شده، صدا و سیما هم در آن وقت پخش میکند، آن دعا دعای به اوست. حالا اگر همه ی امت آن شب دست به دعا بردارند... چرا این دعا اینقدر مهم است؟ چون یک وقت دست من بالا می رود ، این دست من است، اما با این دست چه آبرویی به درگاه خدا هست!!! ولی آن شب دست یک امت به درگاه خدا بالا می رود. در این میان چه خبر است، کسانی هستند که لله تحت قباب العرش طائفة اخفاهم عن عیون الناس اجلالا . سر آن دعای شب نیمه شعبان در تمام دنیا این نکته است که آن بندگانی که از چشم این مردم دور اند، گنج های مخفی خدا در زمین اند، آنها هم دستشان آن وقت به دعا بالا می رود، خواه ناخواه آن دست که خالی برنمی گردد، ممکن نیست دست من و تو هم که آن وقت بالا رفته ناامید برگردد. سرّ آن دعا با آن وضع این است.



ساعت 11 از شب را اختیار کردیم، چون عدد 11 عدد امام یازدهم است و او پدر امام زمان است . در ساعتی که ساعت 11، به اسم امام یازدهم است، ممکن نیست نظر امام دوازدهم به این مملکت متوجه نشود، منتهی قدر این مطالب را کسی نمی فهمد الا خواص.



این است که این برنامه را ترک نکنید و ما در هر مجلسی به این مطلب سفارش می کنیم، چون اکسیر اعظم این است: همتان- بدون استثنا- هم خودتان، هم خانوادتان، بستگانتان، هر روز دست از دامن قرآن برندارید، به قدری که می توانید بخوانید و آن قرآن را به خود ولی عصر هدیه کنید. اینقدر ما سفارش می کنیم، جهتش چیست؟ جهتش این است اگر همسایه ی شما هر روز - بدون استثنا- به قدر طاقتش یک هدیه ای بیاورد، در خانه ی شما را بزند، آن هدیه را تقدیم کند، یک دوره ی سال این کار را بکند، بعد آیا شب عید نوروز مثلا، تو با آن همسایه چه خواهی کرد؟ حالا فکر کنید. عزیز ترین گوهر پیش امام زمان چیست؟ قرآن ،" انی تارک فیکم ثقلین کتاب الله وعترتی، لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض". اگر این جوان، این پیرمرد، یک دوره سال هر روز قرآن را بخواند، در طبق اخلاص بگذارد، به امام زمان هدیه کند، شب قدر وقتی نامه ی تقدیر این جوان به وسیله نزول ملائکه و روح، به نظر آن حضرت می رسد، بعد نگاه می کند می بیند این همان جوانی است که برای مادرش زهرا آن جور به سر و سینه زده است، یک دوره ی سال هم قرآن خوانده به او هدیه کرده آیا کرم او با تو چه خواهد کرد؟



این است که قدر این مطالب را بدانید و ان شاءالله در هر مناسبتی دامن همت به کمر بزنید و امر آل محمد را احیا کنید. ما امیدواریم که اسم همه ی شما به برکت صدیقه ی کبری در دفتر تمام ائمه ی هدی ثبت بشود و از هر گلی یک گلاب مخصوصی نصیب شما بشود. این است اثر. روز شهادت حضرت صادق آن جور باید صادقیه غوغا بشود، روز شهادت امیر المؤمنین به یاد آن فرقی که وقتی ضربت به آن رسید جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد: "تهدمت والله ارکان الهدی"، آن روز هم دامن همت را به کمر بزنید. ان شاءالله، وضع مشهد باید در آن ایام منقلب بشود همانطوری که امسال واقعا خراسان زیر و رو شد. تسلیت امام هشتم در آن مجالس است. امام هشتم آن کسی که عرش اعلا مقدم اوست، او به زیارت ما چه احتیاج دارد، آنی که آبرو می دهد آن زحمتها آن رنجها آن بیداری ها در عزای مادرش زهراست، آنی که پیش او مغتنم است آن غوغا در مشهد روز 21 ماه رمضان برای فرق شکافته ی جدّ اوست. همچنین روز شهادت امام ششم ان شاءالله به همت شما باید این ایام احیا بشود.



اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.



1391/04/07 2:50 PM -
شیعه نیوز





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها : دعای فرج، نیمه شعبان، شب نیمه شعبان،
لینک های مرتبط :


شنبه 10 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم


جمعه نهم تیر ماه سال 1391 - 6 روز مانده به میلاد پدر - 6 روز مانده به سحری که می تواند سحر دیدار باشد... و کاش که باشد...

السلام علیک یا کریم من اولاد الکرام

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد آمد.
جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .
روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت . گفت: تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ 
جوان گفت: اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه ی خویش ببینم؟

*****
به راستی اگر تا به حال ادای خدمتگزاری او را در آورده ایم چرا در این چند روز باقی مانده تا میلادش قدم در مسیر خدمتگزاری راستینش نگذاریم...
او کریم است از اولاد کرام... (اشاره به عبارت زیارت روز جمعه)
او بر گنه کاران بخشنده است و استغفارشان می کند...

مولای من! یقین است بر من که:
آنچه خوبان همه دارند            تو تنها داری!

اما نمی دانم چرا هنوز با تو یکدل نشده ام...
بیا و کریمی کن و عابرویمان بخر و ما را به نوکری خود قبول کن...

در پناه صاحب الزمان



پی نوشت:تذكری از طرف یکی از دوستان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها : 6روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


جمعه 9 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم
پنجشنبه هشتم تیر ماه سال 1391 - 7 روز مانده به میلاد پدر

السلام علیک یا سفینة النجاه

 

كُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ اَباً رَحِیماً إِذْ صَارُوا عَلَیْكَ عِیَالاً

براى مؤمنان پدری مهربان بودى، هنگامی كه تحت سرپرستى تو در آمدند؛


فَحَمَلْتَ اَثْقَالَ مَا عَنْهُ ضَعُفُوا

بارهاى گرانى را كه از كشیدنش ناتوان بودند، بدوش گرفتى؛

 

وَ حَفِظْتَ مَا اَضَاعُوا

و آنچه را تباه ساختند، محافظت نمودى؛

وَ رَعَیْتَ مَا اَهْمَلُوا

و آنچه را رها كردند، رعایت فرمودى؛

وَ شَمَّرْتَ إِذَا اجْتَمَعُوا

و زمانى كه [گرداگردت] اجتماع کردند، دست همت بر كمر زدى؛

وَ عَلَوْتَ إِذْ هَلِعُوا

و بلندى گرفتى هنگامی كه بی‌تابى كردند؛

وَ صَبَرْتَ إِذْ اَسْرَعُوا

و صبر نمودى وقتی شتاب كردند؛

وَ اَدْرَكْتَ اَوْتَارَ مَا طَلَبُوا

و انتقام خونى را كه می‌خواستند، تو گرفتى؛

 

وَ نَالُوا بِكَ مَا لَمْ یَحْتَسِبُوا

و از بركت تو به آن چه دست یافتند که گمانش را نداشتند.

(قسمتی از زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز مبعث)

*****

 

یا امیرالمؤمنین، ای مهربان پدر!

بار امتحان غیبت بر دوش ما گران است، نکند عمرمان تباه شود، نکند کوبه‌ی در خانه‌تان از دست‌مان رها شود،
آقا شما دعا کنید که به برکت آن دست یابیم به آن چه نزدیک است... به دیدارش...

 


هنوز فرزندان علی علیه السلام در مدینه گریانند...
گویا تنها یک هفته به سحر میلادش بیشتر نمانده است...
باشد که سحر میلاد برای ما سحر دیدار شود...
که ما هرچه بدیم، خداوند ارحم الراحمین است.

در پناه صاحب الزمان


پی نوشت:تذكری از طرف یکی از دوستان





نوع مطلب : تلنگر، یاد محبوب، 
برچسب ها : 7 روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()



خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی نوری جلی داد
حسین بن علی چشم تو روشن
که امشب بر تو ذات حق علی داد
شب وجد امـام عالـمین است
که میلاد علی بن الحسین است






نوع مطلب : روز خدا، یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()




به جشن و پایکوبی نشسته است هفت آسمان، لحظه روشن ورود ماه بنی‏هاشم را.
فرشتگان، پیوسته در طوافند، گاهواره ادب را!
تو پلک گشودی و دنیا برای همیشه زیر سایه امن مهربانی‏ات، ایمن شد.
تو پلک گشودی و سرگردانی آب‏های جهان، تمام شد.
تو پلک گشودی و کربلا نفس راحتی کشید
تو پلک گشودی و علقمه بی‏تاب شد.
تو پلک گشودی و افسانه «فرات و ساقی تشنه لب» به حقیقت پیوست.
پدر، تو را در آغوش گرفت و بوسید، چشم‏هایت را، پیشانی بلندت را.
دست‏هایت را بوسید و گریست؛ رازی در این دست‏ها است، دست‏های کودک، عیبی دارند؟! مادر پرسید و پدر گریست و پرده از راز دست‏های نام‏آورت برداشت.
پرده‏ها بالا رفت.
قصّه شروع شد.
تو در کربلا، مشک آب بر دوش، سوار بر اسب، به سمت خیمه‏ها تاختی. مشک از آب سرشار و تو از امید.
در یک دست مشک و در دستی دگر عَلَم!
برق تیغی، جهان را تاریک کرد.
برق تیغی، آسمان‏ها را آوار.
برق تیغی، پایان ماجرا را نوشت و دو بازوی تو...
ضرباهنگ صدای تو در گوش زمان پیچید؛ وَ اللّه‏ اِنْ قَطَعتموا یَمینی!
و عرش بر بازوی تو بوسه زد.
مادر گریست؛ گریه شوق بود، به شکرانه نعمت،
قنداقه آسمانی‏ات را دور سر «حسین» چرخاند. قنداقه‏ات پروانه‏وار، بر گرد شمع وجود «حسین»، در طواف بود و هفت آسمان، گرد قنداقه‏ات! تو از آن لحظه که فدایی حسین شدی، باب الحوایج گشتی.
تو تلفیق دو رشادت، تکثیر بلند دو شجاعت و برگزیده یک انتخاب بودی
پدر فضیلت‏ها!
جهان مات نگاه آبی‏اش بود     خدا پایان راه آبی‏اش بود
زمانی که لبش رود عطش شد     فرات احساس آه آبی‏اش بود

 


خدیجه پنجی





نوع مطلب : روز خدا، یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()



سبد سبد گل مریم / طبق طبق گل شب‏بو / نثار کلبه مولا / ز سمت عرشِ معلاّ.
...
و در صبحگاهی، عطر گل‏های بهشتی، فضای کوچه‏های خاموش شهر را پر می‏کند و مدینه گلباران می‏شود.
شمیم دلاویز آلاله‏ها، از آسمان و زمین می‏تراود و پروانه‏های عاشق، قاصدک‏های شادی را همراهی می‏کنند تا خانه محقری در شهر مدینه، غرق نور شود.
بال‏های سبز جبرئیل، سایبان آسمان خانه ولایت می‏شود و حیاط کوچک مولا، رستنگاه شقایق وحشی.
کربلا در خودش نمی‏گنجد و دست‏های آبی دریای فرات، پولک‏های نقره‏ای ماهی‏ها را می‏شوید.
آلاله‏های سرخِ همیشه عاشق، در امتداد نهر علقمه، سیرابِ شبنم‏های سحرگاهی می‏شوند و ثانیه‏ها، از حرکت باز می‏ایستند، تا تاریخ، در کربلا پا بگیرد و کربلا معنا بگیرد.
علی علیه‏السلام ، در محراب خود، آرام نمی‏گیرد. اشک‏های مناجات، با لبخندِ مولا، در هم آمیخته‏اند و سجّاده او، را ز شکوفه‏های بهارْ نارنجِ تبسم شده است.
فاطمه علیهاالسلام چشم‏هایش می‏خندد و قابله‏های آسمانی، او را در هاله‏ای از نور پوشانیده‏اند و حاملان عرش، در اشتیاق دیدار و تبرّک جستن مولودِ مبارک، آرام و قرار ندارند.
...
و حسین علیه‏السلام می‏خندد؛ تبسم کودکانه‏ای که از آن بوی سیب می‏تراود و مظلومیت. آری! حسین می‏خندد و مروارید اشک، چونان دانه‏های تسبیح، در چشم‏های پیامبر، حلقه می‏زند.
نفحه باران، کوچه‏های مدینه را عطر آگین کرده و صورت گرد و غبار گرفته شهر را شسته است. نسیم ملایمی از سمت کوه‏های سر سبز اطراف مدینه، در چهار سمت شهر می‏پیچد و هوای خیابان‏ها را دلپذیرتر می‏کند.
آن دورها «فطرس»، در خاموشی خودش، فرو رفته است. حالتی مثل دلهره، تمام وجودش را فرا گرفته است. سر بر آسمان بلند می‏کند. دسته دسته حوریان و فرشتگانِ سبزپوش و سفیدپوش، به سمت زمین پر گشوده‏اند.
چونان مرغان مهاجری که تعداشان از عهده شمارش، بیرون باشد.
خدای من! چه خبر است؟ نکند قیامت شده باشد؟ پس آن‏گاه، وای بر من.
دلش شور می‏زد. سر بر آسمان بر می‏دارد و فریاد می‏زند:
شما را به خدا، چه اتفاقی افتاده است، به کجا می‏روید؟!...
و طنین صدایی در عرش می‏پیچد که «امروز، خدا به پیامبر، نوه‏ای عطا کرده است، حسین نام»
«فطرس» تشنه دیدار می‏شود و عاشق نادیده فرزندِ نبی.
مثل چلچراغی که منزل را روشن کند، قنداق کوچکِ حسین علیه‏السلام خانه علی علیه‏السلام را روشن کرده است و خانه مولا مهبط ملایکه شده است.
«فطرس» جلو می‏رود و قنداق کوچک را غرق بوسه می‏کند، شهپرهای سوخته را متبرّک می‏سازد و ناگهان...
شهپرهایش مثل رنگین کمان باز می‏شود و به واسطه حسین علیه‏السلام خردسال، بخشیده می‏شود.
به آسمان‏ها صعود می‏کند و از حنجره عشق فریاد می‏آورد «من آزاد کرده حسینم، من آزاد کرده حسینم»
و حسین متولّد می‏شود و کربلا پا می‏گیرد.
ابراهیم قبله ‏آرباطان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

ماه شعبان است و هنگامه شور و شعف و شکفتن؛ شکفتن خجسته گل‌های ملکوت در باغ بارور هستی.

ماه پایان دردهای دردائیلی است به برکت تبسّم طبیبی که لبخنده‌هایش مرهم زخم ها و درمان شکسته بالی فطرس هاست. ماه لالایی های میکائیلی است؛ ماه گهواره جنبانی جبرائیلی است.

ماه ولایتِ ماه است؛ ماهی که از ساحل علقمه تا سواحل همه قلب‌ها میزبان روشنایی اوست. ماه مهتابی قمری که پرچم بر قلّه قلب‌ها زده است.

ماه، پس از آفتاب طلوع می کند و آفتاب پس از ماه، چند ماه در یک ماه طالع می‌شوند!

طلوع آفتاب نیایش پس از میلاد ابوالفضلی که سرنشسته بر نیزه‌اش با خورشید روشنی آشکار بود که بر امواج و جزر و مد پیشانی‌اش دمیده بود. آری طلوع پیشانی روشن، مقدمه سجود است؛ مقدمه طلوع سجاد(علیه السلام)!

فرخنده باد تبسّم شیرین علی(علیه السلام) در یازدهمین روز شعبان؛ اشراق ادب و وقار بر دستان نازنین حسین(علیه السلام)، دمیدن خورشید اکبر بر دستان لیلا(سلام الله علیها). طلوع روز در شب لیلا(سلام الله علیها).

خجسته و مبارک باد طلوع مصباح هدایت، ساقی و امام سجّاده و آبروی ادب و وقار در منظومه ولایت.

مبارکتر باد آفتابی که در میانه ماه، هرچه کهکشان و آسمان و عیان و نهان را به ضیافتکدة ی روشنای غروب ناپذیر خود می‌خواند.

مبارک باد طلوع مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از مشرق سامرّا.

مبارک باد دسته گلی که نرگس از کرانه و ساحل کوثر به بهشت نگاه منتظران می‌بخشد.

فرخنده باد شعبان، این واژه پنج حرفی شکفتنی که پنج گلبرگ‌ حسین(علیه السلام)، عباس(علیه السلام)، سجاد(علیه السلام)، اکبر(علیه السلام) و مهدی(عجل الله تعالی فرجه) دارد.

فرّخ و میمون باد ماهی که دروازه ورود به رمضان است؛ ماهی که کلید بهشت است؛ کلید رستگاری.

مبارک باد شعبان رمضان آور.
این ماه بر شیفتگان شوریده خانواده خدا مبارک ترین باد.

 

منبع:سایت فطرت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2