تبلیغات
من - مطالب یاد محبوب
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من




بسم الله الرحمن الرحیم

از روشنی طلعت رخشنده باقر(علیه السلام)

شد نور علوم نبوی بر همه ظاهر

در اول ماه رجب از مشرق اعجاز

گردید عیان ماه تمام از رخ باقر(علیه السلام)

 

فرا رسیدن ماه رجب و میلاد امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد!


سلام دوستان خوبم،انشاالله که حاجت همه ی شما در این ایام مبارک بر آورده به خیر شود.





نوع مطلب : یاد محبوب، روز خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

هستی به صد جلوه و آزین رنگ جشن به خود گرفته و در امواج شور و نشاط غوطه ور گشته است.

بزم میلاد برترین بانوی جهان، دخت خاتم پیامبران حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها است.

این گرامی ترین مام، مادر یازده پیشوای صادق است، اُم آخرین دُرّ صدف امکان، مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف.

روز مادر است! هنگام دست بوسیدن و هدیه بردن.

اگر بناست امروز زیر این طاق لاجوردین به حقیقت، هدیه ای داده و ارمغانی گرفته شود، این مهدی یگانه دُردانه ی وجود می باشد که طَبَق کشیده و تُحفه می برد و آن که می گیردصدیقه ی طاهره نازنین دختر خدیجه است.

بی شک آن مهین بانوی خلقت، تنها لایق گرفتن چنان پیشکشی است.

آن والاترین مادر که حق هستی و حیات بر عالمیان داشته و یازده غنچه ی معطر ولایت بر گلبن وجودش روییده اند؛ همو که از رنج و شکنج و ایثار و جانفشانی اش مصباح هدایت افروخته و فروزان مانده است.

لیک اما ما چه طور؟! چرا ما نتوانیم در این میانه، به محبت جلوه ای نموده و شاخه گلی، گلبرگی بر این طبق کریمانه نهاده و از این داد و ستد عطر آگین حظّی ببریم که:

در دل دوست به هر حیله رهی باید جست.

هدیه ای به نیابت از برترین فرزندان پیشکش گرامی ترین مادران؛

و چه تحفه ای مناسب تر از عملی صالح و خالی از عُجب و ریا، آن گونه که از خود این بزرگواران فرا گرفته ایم:

موسی بن قاسم می گوید: خدمت امام محمد تقی علیه السلام عرض کردم:

«...من همان گونه که از شما درخواست اجازه نموده و به من اجازه داده بودید، برای هر یک از شما هر قدر که خدا خواست طواف به جای آوردم، سپس نکته ای به قلبم افتاد و به آن عمل کردم.

امام پرسیدند: آن نکته چه بود؟!

گفتم این که: یک روز به نیابت از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف انجام دادم.

امام سه بار بر رسول خدا صلوات فرستادند و من ادامه دادم:

روز بعد به نیابت از طرف امیرالمومنین علی علیه السلام طواف نمودم؛

روز سوم به نیابت از طرف امام حسن مجتبی علیه السلام؛

روز چهارم به نیابت از طرف امام حسین علیه السلام؛

روز پنجم به نیابت از طرف امام علی بن الحسین علیه السلام؛

روز ششم به نیابت از طرف امام محمد بن علی علیه السلام؛

روز هفتم به نیابت از طرف امام جعفر بن محمد علیه السلام؛

روز هشتم از طرف امام موسی بن جعفر علیه السلام؛

روز نهم به نیابت از طرف امام علی بن موسی علیه السلام؛

و روز دهم به نیابت از طرف شما ای سید، من طواف به جای آوردم.

چون اینان کسانی هستند که دینداری من به درگاه خداوند به واسطه ی ولایت ایشان می باشد.

امام فرمود: به خدا سوگند همین طور است. تو بر دینی هستی که خداوند جز آن را از بندگان خویش قبول نمی کند.

سپس من ادامه دادم:

گاهی اوقات نیز به نیابت از طرف مادر شما فاطمه سلام الله علیها طواف کرده ام، گاهی نیز نکرده ام.

پس فرمود: بیش از این برای او طواف به جای آور که همانا این با فضیلت تر است از آن چه که تا کنون انجام می دادی ان شاء الله!»

(وسائل الشیعه/باب استحباب طواف به نیابت از طرف معصومین/ص۲۰)

لذا این هدیه ی ما خواه طواف باشد یا هر عمل مستحبی دیگر، گرچه آن بزرگواران از عطای ما بی نیازند، می تواند بهانه ی وصلی باشد و پیام آور محبتی، که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

«هدیه کنید و ایجاد محبت نمایید.» 

(سفینه البحار/ ماده هدی)

برگرفته از: پدر مهربان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

 از منزل خاتم پیغمبران (صلی الله علیه و اله وسلّم) عجب رایحه دل گشایی به مشام می رسد ، چه انوار درخشانی چه رنگین کمان خیال انگیزی به سمت آسمان سر می کشد .

از آغوش خدیجه شمیم بهشت می تراود، زنان مسلمان شاخه گل محمدی را شستشو داده و در پرنیان پیچیده اند، بوی سیب خانه را پر کرده، فرشتگان از آسمان نقل و شکوفه نثار می کنند، در دل محمد (صلی الله علیه و اله و سلّم) شادی موج می زند.

دختر گلها به دنیا آمده است. خداوند به محمد و خدیجه کوثر هدیه کرده است.

بانوی هل اتی پای به جهان نهاده است تا سفره اکرام برای جهانیان بگستراند و تا ابد یتیمان و مسکینان و اسیران عالم را از اخوان هدایت و رستگاری اطعام نماید .

طاهره اطهر آمده است تا پنجمین کسا نشینان باشد، دختر عفاف آمده تا علی (علیه السلام) را کفو و همسر گردد، محدثه آمده تا فرشتگان را هم صحبت و همدم باشد.

خاتون خوبیها اولین برگ از دفتر پر ماجرای زندگی را آغاز نموده است.

اگر چه داس ها برای چیدنش تیز و شعله ها افروخته خواهند گشت، میخ در، گلبرگ هایش را در هم خواهد فشرد.

اما مادر گل ها همچنان شکوفنده خواهد ماند، از مشکاة وجودش تا ابد نور خواهد بارید، یازده شعاع از شمس وجودش، یازده چشمه از چشمه سار هستی اش ، جاری خواهند گشت در هر عصری شعاعی از خورشید ولایتش بر هر کران عالم تابیده و برای پیروانش ایمان و معرفت به ارمغان خواهد آورد و او تا ابد فروزنده خواهد ماند ...

آری امروز بانوی فضیلت ها، باغبان بوستان ولایت، مشکاة هدایت، مادر زینب، صاحب فدک، یادگار خدیجه (سلام الله علیها) دختر محمد (صلی الله علیه و اله و سلّم) به دنیا آمده، آمده است تا آخرین ناخدای کشتی هدایت، قائم آل محمد (صلی الله علیه و اله و سلّم)را اسوه و الگویی نیکو باشد.


برگرفته از: پدر مهربان





نوع مطلب : یاد محبوب، روز خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است

شب با سکوت بغض علی خو گرفته است

آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه

وقتی که از ولی خدا رو گرفته است

در دست ناتوان خودش بعد ماجرا

این بار چندم است که جارو گرفته است

قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش

یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است

حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه ها

عطر و مشام از گل شب بو گرفته است

بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین

کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است

***

مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت

سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است

شاعر: مجید لشکری

برگرفته از سایت امیدواران 





نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 فروردین 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

یا محول الاحوال! این بار تو را برای ظهور فرزند آن مادرپهلوشکسته می خوانیم: حول حالنا الی احسن الحال.

 

هرچه داریم از دعای توست زهرا جان ، نوروزمان را نظر لطفی فرما.

 

امسال نوبهار شروعش به ماتم است، زیراکه قلب عالم امکان پر از غم است... باید که پاس حرمت زهرا نگاه داشت،سالی که فاطمیه و نوروز توام است....

 

مهدی جان! تقویم روزگارم با روزگار قلب تو تنظیم است. بهار من هم این روزها بوی فاطمیه گرفته است، مثل بهار تو ...

 

...


برگرفته از سایت فطرت

 





نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 فروردین 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()
نوروز به نور فاطمیه زیباست

روزیِ تمام ما با زهرا علیها السلام است

با بردن نام فاطمه فهمیدم

سالی که نکوست از بهارش پیداست




نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 فروردین 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علیك یا ولی العصر ادركنا

قسمتی از بیانات آیت الله وحید خراسانی به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام:

گوهری بود که احدی او را نشناخت. اسم چه اسمی است؟ اسمی است که پیغمبر گذاشت. امام چهارم هم بیانش این است:اسمه عند أهل السماء الصادق - نه زمین! این جا عرضه ای نیست، خبری نیست؛ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ - اسمه عند أهل السماء الصادق ، در ملکوت أعلا اسم او صادق است. کسی که اسم او صادق است واضع اسم، پیغمبر خاتم است. در ملکوت أعلا مسمی به این اسم است. نص بیان خودش این است... آن، کلمات مخالفین بود، اما از خود او که صادق به قول مطلق است، بیانش این است: آنچه در آسمان است می دانم؛ أعلم ما فی السماوات . مفهومی از مفهوم ما اوسع نیست. آنچه در آسمان ها است می دانم، آنچه در زمین است می دانم، آنچه تا قیامت است می دانم. بعد هم این کلمه را برهانی کرد، گفت: همه را از قرآن در می آورم، وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ ، این نص قرآن است. این قرآن تبیان کل شیء است. اگر کسی نباشد که آن تبیان کل شیء نزد او نباشد ، خواه ناخواه طب بدون طبیب می شود، می شود قانون بدون مفسر ، پس بالضروره آن کسی که فرموده: وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ ، کسی را هم در هر زمانی معین کرده که عنده علم الکتاب.

این کلمه را و این روایت را قطب الدین راوندی نقل می کند. رجال باید شناخته شود. او کیست ، مقامات علمی و عملی او چیست؟ قبل از آن کلمه این کلمه لازم است:

فرمود: می دانم آنچه در آسمان است آنچه در زمین است آنچه تا قیامت است. ممکن است بیسوادی تعجب کند ولی آن قدر جلوه کرد که در [کتاب] حیات الحیوان آن نویسنده ی محقق سنی می نویسد: جفری است و آن جفر نزد جعفر بن محمد است و در آن جفر تمام آنچه تا قیامت است مسطور است. این هم کلمه ی مخالف . افسوس! که ما هم قاصریم هم مقصر ، نشناختیم، نشناساندیم.  مردمی که اهل علم هستند ، عمری در این مباحث دقیق کار می کنند، باید در این ایام دامن به کمر بزنند مقامات او را به عامه ی مردم بفهمانند تا روز شهادت این مملکت یکپارچه عزا و شیون شود. رحم الله من أحیی أمرنا؛ خوشا به حال آن کسانی که به این دعا موفق شدند.

قطب راوندی نقل می کند از ابو حمزه، گفت: در یک سفری با آن امام مسافرت کردیم در صحرا ، رسیدیم به نخل یابسه ، یک نخل خشکی ، امام تکیه داد به آن نخل؛ ابو حمزه نقل می کند ، لب ها حرکت کرد اما من نفهمیدم چه گفت، بعد آن کلمه ای که شنیدم خطاب کرد به آن نخله ی خشک، فرمود: أیتها النخل اطعمینا ، ای نخل ما را اطعام کن! ابوحمزه گفت، به مجرد این که این کلمه را گفت: دیدم نخله سبز است، خوشه های خرما معلق است، خم شده تا به دست امام رسیده ، چند دانه چید ، من هم از آن خرما خوردم . علم آن، قدرت این . گفت: یک اعرابی تماشاگر بود وقتی این منظره را دید گفت: همچو سحری و همچو ساحری در روزگار نیست! تا این کلمه را گفت امام آن اعرابی را خواست، فرمود: سحر نیست، ما وارث انبیا ایم آنچه تمام انبیا دارند نزد من است ، یکی از آن ها را نشان دادم. قدرت این است . بعد فرمود: اگر می گویی سحر است می خواهی الان دعا کنم تا تو مسخ شوی. از خود او استفتسار کرد. می خواهی یا نه ، تو را الان بر می گردانم به صورت سگی؛ گفت: اگر قدرت داری بکن ، تا خواست لب ها حرکت کرد. ابو حمزه گفت: دیدم اعرابی سگی است یتوسوس ، دوان دوان رفت رو به خیمه اش. خانواده اش او را زدند، بیرون کردند ، خبر ندارند. گفت: سگ برگشت، مقابل امام نشست، من نگاه کردم دیدم از چشم ها اشک می ریزد، سر می جنبد. بعد حضرت فرمود: بیا! تا آمد گفت: حالا باور کردی سحر نیست، الان آدم بشو ، گفت: یک مرتبه دیدم این سگ همان آدم است.

در یک مجلس این است. إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ. وقتی اراده متصل شد به اراده ی او، خاصیتش این است: به یک نگاه، آدمی را منقلب می کند. بار الها! به آبروی آن حضرت که راه تو به وسیله ی او باز شد... مذهب یعنی چه؟ یعنی طریق ذهاب . از نقطه ی وجود ما به خدا، راه فقط راهی است که او ترسیم کرده است . این است معنای مذهب جعفری. بارالها! به حرمت آن حضرت به همه ی ما توفیق بده درک کنیم او را ، بفهمیم کلمات او را ، عمل کنیم به آنچه او خواسته است.





نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

رمضان با گل نرگس رفتی؟! ** ماندم و بی کسی و بدبختی!

رمضان این دل من می سوزد ** دل من دیده به در می دوزد

رمضان یک خبر از یار بده ** بر دلم مژده ی دلدار بده


رمضان صاحبم از من راضیست؟ ** یا که از روزه ی من ناراضیست؟

خدمت یار سلامم برسان ** درد و دلها و کلامم برسان

گو به مهدی دل من قابل کن ** فیض دیدار رخت شامل کن





نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 27 مرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()


امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریهاش را ندیده بود. پدری دلسوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصههای همه را بر جان خود هموار میکرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.






نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها : شهادت حضرت علی علیه السلام، شب فراق پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

قال امیر المومنین (علیه السلام):« لو قد فقدتمونی لرایتم بعدی اشیاء یتمنی احدکم الموت مما یری من الجور والعدوان .... »(تحف العقول ص 175)

امیرالمومنین علی (علیه السلام) طی خطابه ای فرمودند :«اگر مرا از دست دهید بعد از من چیز هایی خواهید دید که آرزوی مرگ نمایید، بر اثر آنچه از ظلم و جور و عدوان مشاهده خواهید کرد ....»


 

آیا غدیر را فراموش کردند؟!

آیا هشدار مولایشان را ندیده گرفتند؟!

آیا روشنایی را وانهادند و به سوی تاریکی گریختند؟!


آری، آری چنین کردند!

یا علی تورا با آن همه فضیلت ها ،شجاعت ها ، سابقه های درخشان ،و بعد از آن همه سفارش و تاکید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و علیرغم شاهدی انکار ناپذیر چون غدیر خم رها کردند و به دامان سقیفه شتافتند !

و آنگاه -همان سان که بیمشان داده بودی- رنج ها و مصیبت ها و ظلم ها پی در پی به آنها روی آورد . پس دو باره به سراغت آمدند آن هم به هجومی که حسنین ات زیر دست و پا ماندند، و با تو دست بیعت دادند . اما این بار نیز با تو در اجرای آیین خدا همدلی ننمودند و عدالتت را تاب نیاوردند و تو را آن چنان آزردند که نفرین شان کردی :

«خدایا مرا از اینان باز گیر و کسی چون خودشان را بر ایشان بگمار .»

 آری آنان حق تو را پاس نداشتند و این بار تو را به دم تیغ شقی ترین افراد سپردند و خود به ماتم نشستند. اگر چه تو را نه در محراب مسجد کوفه که پیش تر از آن در سقیفه از دست داده بودند.

پس آن گونه که سزایشان بود به آتش بیداد بنی امیه و بنی عباس و مصیبت بی پایان بی تو بودن فرو غلتیدند.

 ولی وای بر ما!

ما نیز امروز ترا تنها نهاده ایم .

ما ترا ستودیم و تقدیس نمو دیم ، با القاب و عناوین با عظمت از تو یاد کردیم ،نامت را بر فرزندانمان نهادیم، نهج البلاغه ات را به هزاران زینت آراستیم و حتی سالی را به اسمت نام گذاری کردیم.

ولی در جاری زندگی ،در راه و رسم و خط و مشی هایمان تو چه جایگاهی داشتی؟

هم ترا فراموش کردیم و هم فرزند بزرگوارت را، همو که آمدنش را چنین بشارت داده ای :

«خدا زنده نگاهدارد قائم ما را که قیام خواهد نمود ، آنگاه که مردم به کار خود مشغول باشند.»

 و اینک او در بین ماست، در مجالس مان شرکت می کند، بر فرش هامان پا می گذارد و در سختی ها پشتیبان ماست ...

ولی ما از او بریده ایم ، یاد اورا از خاطر بر ده ایم و رسمش را نیز ! زندگی هامان از او خالی است ....

ما او را تنها گذاشته و به دامان غیبت سپرده ایم و به نبو دنش خو کردهایم .

آری ما مولایمان را نیز چون تو از دست دادیم و این بار نه در مسجد کوفه که در یاد و خاطرمان ، در راه و رسم زندگی مان .... به شمشیر جهل و حق ناسپاسی سپرده ایم .

و بدین ترتیب همان گونه که هشدار داده بودی به دام صد بلا افتاده ایم .

و چه بلایی شوم تر از بی تو بودن !

پس آسایش و آرامش از خانه هامان رخت بر بسته

زهد و پاکدامنی جای خود را به فساد و تباهی داده

گرفتاری و فقر و سر در گمی قرین همیشگی مان گشته

از توحید و عبودیت بدامان شرک و کژ اندیشی افتاده ایم

و هر از گاه از شدت اندوه آرزوی مرگ می کنیم

و اما امروز در این مو هبت عظیم الهی و در کنار سفره پر برکت ماه رمضان -ماه میهمانی خدای مان-، ما را فرصتی دوباره بخشیده تا در شب های گرانبهای قدر ، سر بر آستان عبودیتش نهاده ، همچون بردگان گریخته به دامان مولای مان باز گردیم .

یا علی آمده ایم تا محبت و شفقت بی پایان ترا در آغوش مولای مان مهدی علیه السلام باز یابیم ،

آمده ایم به در گاه خدای مان استغاثه کنیم :

پروردگارا بی او بودن تا کی؟

همه را دیدن و او را ندیدن تا کی؟

آمده ایم تا با امام زمان مان -مهدی (عجل الله تعالی فرجه)- دوباره عهد ببندیم که دیگر از او جدا نخواهیم شد.

دیگر دستمان را از دستان پر مهرش به طمع هر دست گناه آلودی جدا نخواهیم کرد.

آمده ایم تا در این شب عظیم و عزیز از درگاهت،به فضل و رحمتت درخواست کنیم تا باقیمانده از این دوران جدایی را بر ما ببخشی و به سرگردانی مان پایان بخشی.

آمین، رب العالمین


برگرفته از:امام پدر مهربان است





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم


نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون                                     شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون

از افق، رخ پی اهل نظر آورده برون                                  بوالحسن را حسنی داده خداوند و حسن

چون نبی معجز شق القمر آورده برون                                   آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیم

 

ای امام غربت! آن‌که از آبروی تو وساطت می ‌طلبد، تشنه باران هدایت توست و آن ‌که حاجت را بهانه کرده، تشنه رفاقت با تو. به حق شادی میلادت، قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛ که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی ‌ات بی‌ مرهم نمی‌ماند؛ یا کریم اهل هدایت!






نوع مطلب : یاد محبوب، روز خدا، 
برچسب ها : میلاد كریم اهل بیت علیه السلام، میلاد امام حسن علیه السلام، امام غربت،
لینک های مرتبط :


جمعه 13 مرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه
به امیدقدمت كون و مكان چشم به راه
نازنینا نفسی اسب تجلی زین كن
كه زمین گوش به زنگ است و زمان چشم به راه
آفتابا دمی از ابر برون آ كه بُوَد
بی تو منظومه ی امكان،نگران چشم به راه







نوع مطلب : یاد محبوب، 
برچسب ها : نیمه شعبان، حضرت مهدی علیه السلام،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()



عطر آرام تو که از افق لبریز می‏شود، جهان در دامنه زلال روح تو به نماز می ‏ایستد.همه نام تو را می‏دانند. همه تو را می‏شناسند. تو شبیه ‏ترین غنچه ‏ها به بهاری، تو شبیه ‏ترین شکوفه ‏های ازل به پیامبری صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله . همه عطر تو را می ‏شناسند.

گل لیلا به جمالت صلوات

به جبین و خط و خالت صلوات

یا علی اکبر خوش آمدی






نوع مطلب : روز خدا، یاد محبوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

 

بسم الله الرحمن الرحیم

5 روز مانده به میلاد پدر

 5 روز مانده به سحری که می تواند سحر دیدار باشد... و کاش که باشد...

السلام علیک یا ابا صالحٍ المهدی

از امام صادق علیه السّلام روایت شده که از امام باقر علیه السّلام از فضیلت شب نیمه‏ شعبان سؤال شد،
ایشان فرمودند: این شب پس از شب قدر برترین شبهاست.
در این شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازیر می کند،
و آنان را به بخشش و کرم خویش می آمرزد،
پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن‏ بکوشید،
که آن شبى است که خدا به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده،
که سائلى را از درگاه خویش با دست خالى بازنگرداند مادام که انجام معصیتى را درخواست نکند،
و شب نیمه شعبان شبى است که حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض‏ شب قدر که آن را مخصوص پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود،
پس در دعاى و ثنا بر خداى تعالى کوشش کنید...



مفاتیح الجنان، اعمال شب نیمه شعبان



*****
چه کسی می داند؟
شاید آن شادترین لحظه ی ما در راه است...
اندکی صبر سحر نزدیک است...

در پناه صاحب الزمان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها : 5روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


شنبه 10 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم


جمعه نهم تیر ماه سال 1391 - 6 روز مانده به میلاد پدر - 6 روز مانده به سحری که می تواند سحر دیدار باشد... و کاش که باشد...

السلام علیک یا کریم من اولاد الکرام

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد آمد.
جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .
روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت . گفت: تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ 
جوان گفت: اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه ی خویش ببینم؟

*****
به راستی اگر تا به حال ادای خدمتگزاری او را در آورده ایم چرا در این چند روز باقی مانده تا میلادش قدم در مسیر خدمتگزاری راستینش نگذاریم...
او کریم است از اولاد کرام... (اشاره به عبارت زیارت روز جمعه)
او بر گنه کاران بخشنده است و استغفارشان می کند...

مولای من! یقین است بر من که:
آنچه خوبان همه دارند            تو تنها داری!

اما نمی دانم چرا هنوز با تو یکدل نشده ام...
بیا و کریمی کن و عابرویمان بخر و ما را به نوکری خود قبول کن...

در پناه صاحب الزمان



پی نوشت:تذكری از طرف یکی از دوستان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها : 6روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


جمعه 9 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3