تبلیغات
من - مطالب سخن از جنس نور
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من




حضرت على «علیه السلام»: ارزش هر كس به چیزى (كارى، هنرى) است كه آن را نیكو مى‏داند (و در آن تخصص دارد). وَ قَوْلُهُ  قِیمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه‏

ارزش واقعی انسان به چیست؟

 

(این کلام از جناب علامه جعفری نقل به مضمون است)

علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله­ علیه) می­ فرمودند: عده­ ای از جامعه­ شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست». برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ ها در چیست.هر کدام از جامعه شناس­ ها صحبت­ هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم: اگرمی­ خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ­ورزد. کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست. علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس­ ها صحبت­ های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم:عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می دارد». وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را برزبان جاری کردند . . .

 

****

 

آری به فرمایش مولا امیر المومنین علیه السلام ، قیمت هر انسان به چیزی است که محبوبش را تشکیل می دهد و قلبش را اشغال کرده و به بیان ساده تر دغدغه شب و روزش شده!

این دغدغه همانطور که علامه جعفری فرمودند برای هر کسی چیزی می تواند باشد...

لیکن  در زیر این سقف نیلگون و به گستره این زمین خاکی کسانی هم هستند که دغدغه ها وذهنیت هایشان، آپارتمان و باغ و ویلا و شغل و پست و مقام نیست! دغدغه  اینان وجودی مبارک و شخصیت مقدسی است که کائنات برای او و پدران گرامیش خلق گردیده اند. اینان به عنوان امت و رعیت امام زمان علیه السلام تنها فکر و ذکر و دل مشغولی همیشگی خویشتن را مولایشان می دانند و کاری برای خود سراغ ندارند جز این که اوقات خود را صرف خدمت به ولی نعمت خویش نموده و به حل و رفع حاجات و خواسته های او روز به سر آورند. تا آنجا که دستور و فرمانی نماند مگر آن که اجرا گشته و خواسته ای باقی نمانده باشد ،مگر آن که برآورده گشته باشد. خلق را رعیت مولایشان یافته و زحمت حل و رفع مشکلات آنان را به امید به دست اوردن دل مولا و شادی و جلب رضایت او به جان خریده اند...

و اینان قلبشان از فراق مولایشان مجروح است؛ و از یادآوری تیره شب غیبت و به درازا کشیده شدن وعده ی ظهور چشمه سار اشکشان جاریست. شب و روز زبانشان به دعا و راز و نیاز برای فرج و برطرف شدن موانع فرج مشغول است... یاد و نام و ذکر مولا با جسم و جانشان چنان نموده که وجودشان تجسم یاد او؛ زندگی و حیاتشان، تذکار و یادآور حضور محبوبشان!

«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»

اینک باید پرسد: قدر و قیمت اینان چیست است؟! گوهر وجود اینان را کدام گوهر شناس محک می زند و بها مشخص می کند؟!

بی تردید: قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر گوهری

آری مولای محبوب، خود بهای چنین دلداده ای است و قیمت مهروزی های  بی دریغ او؛ و چه قیمت گرانی!

پدر مهربان





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

“بدترین افراد، بنده‌ای است که دو رو و دو زبان باشد …”(۱)

(امام حسن عسکری (علیه السلام))

نفاق یا دورویی یا دوزبانی در اصل به معنای مخالفت ظاهر با باطن و درون است. بعضی از انسان‌ها در به کار بردن این خصیصه از تبحر بالایی برخوردارند؛ طوری که هیچ موجود زنده دیگری به گردشان هم نمی‌رسد. ولى نباید چنین تصور کرد که چون پرده پوشی و پنهان کاری از مختصات بشر است، پس خصلتی است طبیعی که همیشه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

آن چه کمال است، قدرت پوشاندن و رازدارى و پنهان نگه داشتن عقیده و فکر و احساسات درونى است؛ زیرا در بعضی موقعیت‌ها لازم نیست که آدمى عقیده خود را ظاهر کند. چون ممکن است دیگران استعداد پذیرفتن آن را نداشته باشند یا سوء نیت آن‌ها موجب ایجاد مزاحمت برای صاحب عقیده شود.

همچنین لازم نیست که آدمى در همه جا احساسات خود را آشکار کند. از آداب معاشرت این است که اگر انسان غم و غصه‏ اى دارد آن را در چهره خود ظاهر نسازد و موجب ملال خاطر دیگران نگردد.

اما چیزى که نقص است و نام نفاق و دورویى نام دارد؛ این است که آدمى از همین قدرت و استعداد خود براى فریب دادن و گمراه ساختن دیگران استفاده کند. از این رو پنهان سازی عقیده در عین این که از ویژگی انسان است؛ استفاده نابجا از آن یک نوع سوء استفاده از یک استعداد انسانى است.

متأسفانه بعضی از مردم دچار این اشتباه هستند. نفاق و دورویى و مکر و خدعه را یک امتیاز براى خود مى‏ شمارند و بر آن نام زرنگى مى‏نهند. در نقطه مقابل، صداقت و صراحت و یک رویى را از کم شعورى مى ‏شمارند و گمان مى‏ کنند که با مکر و خدعه و نفاق، بهتر مى‏ توان در جامه پیشرفت کرد. غافل از این که طبیعت و سرشت عالَم بر درستى و صداقت است.

به همین منظور قرآن کریم همواره از راستى و صداقت و صراحت دم مى‏ زند و با نداى بلند مى‏ فرماید که مکر و نیرنگ و نفاق ـ با همه پیشرفت هاى موقت ـ محکوم به شکست خوردن است و روزگار، بساط نیرنگ و دورویى را درهم مى‏ پیچد و شیشه نفاق را مى‏ شکند.(۲)و(۳)

در همین راستا نیز حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) با اشاره به این موضوع، انسان دو رو و دو زبان را بدترین افراد می‌داند که با عامل زبان و ظاهر فریبنده، نفاق و دو رویی را وسیله پوشاندن حق و حقیقت قرار می‌دهد.

آری اساس عالم بر حقیقت است نه بر دروغ و دغل و براستی که نمى ‏توان نظام راستین جهان را به سُخره گرفت و با آن حقه بازی کرد.

(برگرفته از کتاب: حکمت‌ها و اندرزها، تالیف: استاد شهید مرتضی مطهری(ره) (با تصرف و اضافات))

_______________________

پاورقی ها:

۱ـ قال الإمام حسن بن علی العسکری(علیه السلام): “بئس العبد، عبد یکون ذا وجهین و ذا لسانین …” (تحف العقول، صفحه ۴۸۶)

۲ـ “(شما منافقان،) همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق را پیمودند بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهى در راه گناه و هوس) استفاده کردند شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید؛ همان گونه که آنها استفاده کردند. شما (در کفر و نفاق و استهزاى مؤمنان) فرو رفتید؛ همان گونه که آنها فرو رفتند. (ولى سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد و آنها همان زیانکارانند!” (سوره توبه، آیه ۶۹)

۳ـ “…نیرنگ زشت تنها دامان صاحبانش را مى‏ گیرد …” (سوره فاطر، آیه ۴۳)

 

برگرفته از : سایت امیدواران





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 اسفند 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سّلم به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ای ابالحسن این ماه رمضان است كه روی آورده است،پس پیش از افطار دعا كن؛زیرا جبرئیل علیه السّلام نزد من آمد و خطاب به من گفت:هر كس این دعا را پیش از افطار در ماه رمضان بخواند،خداوند متعال دعای او را اجابت نموده و روزه و نمازش را قبول می كند و 10 دعای دیگر او را اجابت می كند و نیز گناه او را می آمرزد و ناراحتی اش را برطرف نموده و اندوهش را مرتفع ساخته و حوائج او را بر آورده و خواسته هایش را به او داده و عمل او را همراه با اعمال پیامبران و صدّیقان بالا می برد و در روز قیامت،در حالی كه چهره اش نورانی تر از ماه شب چهارده است،حضور پیدا می كند.به جبرئیل گفتم:این دعا چیست؟گفت:بگو:

«اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ العَظِیمِ،وَ رَبَّ الكُرسِیِّ الرَّفِیعِ،وَ رَبَّ البَحرِ المَسجُورِ،وَ

خداوندا،ای پروردگار نور عظیم و پروردگار كرسی[علم]بلند و پروردگار دریای خروشان و

رَبَّ الشَّفعِ الكَبِیرِ،وَ النُّورِ العَزِیزِ،وَ رَبَّ التَّوراةِ وَ الاِنجِیلِ وَ الزَّبُورِ،وَ الفُرقانِ العَظِیمِ.

پروردگار[دو اسم عظیم از اسمای الهی]بزرگ و نور سربلند و پروردگار تورات و انجیل و زبور و فرقان[قرآن]بزرگ.

أَنتَ إِلهُ مَن فِی السَّماواتِ،وَ إِلهُ مَن فِی الأرضِ،لا إِلهَ فِیهِما غَیرُكَ،

تو معبود آسمانیان و زمین هستی و معبودی جز تو وجود ندارد

و أَنتَ جَبَّارُ مَن فِی السَّماواتِ،و جَبَّارُ مَن فِی الأرضِ،لا جَبَّارَ فِیهِما غَیرُكَ،

و تو شكوهمند چیره بر آسمانیان و زمنیان هستی و شكوهمندی جز تو وجود ندارد

وَأَنتَ مَلِكُ مَن فِی السَّماواتِ،وَ مَلِكُ مَن فِی الأرضِ،لا مَلِكَ فِیهِما غَیرُكَ،

و تو فرمانروای آسمانیا و زمینیا هستی و فرمانروایی جز تو وجود ندارد،

أَسأَلُكَ بِاسمِكَ الكَبِیرِ،وَ نُورِ وَجهِكَ الكَرِیمِ[المُنِیرِ]،وَ بِمُلكِكَ القَدِیمِ،

به نام بزرگ و نور روی[ذات ،یا اسما و صفات]با كرامت[درخشان]و به پادشاهی دیرینه ات،از تو درخواست می كنم،

یا حَیُّ یا قَیُّومُ،یا حَیُّ یا قَیُّومُ،یا حَیُّ یا قَیُّومُ،أَسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذِی أَشرَقَ بِهِ كُلُّ شَیء،

ای زنده ای پاینده،ای زنده ای پاینده،ای زنده ای پاینده،به آن اسم تو كه هر چیز بدان روشن است،

وَ بِاسمِكَ الَّذِی أَشرَقَت بِهِ السَّماواتُ وَ الأرضُ،وَ بِاسمِكَ الَّذِی صَلُحَ بِهِ الاوَّلُونَ،وَ بِهِ یَصلُحُ الآخِرُونَ.

و به آن اسم تو كه آسمان ها و زمین بدان روشن است و به آن اسم تو كه پیشینیان بدان سامان یافته و شایسته گردیده اند و نسل های متأخر بدان سامان می یابند و شایسته می گردند.

یا حَیّاً[حَیُّ] قَبلَ كُلِّ حَیّ‌،وَ یا حَیّاً[حَیُّ]بَعدَ كُلِّ حیّ،وَ یا حَیُّ لا إِلهَ إِلّا أَنتَ،صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،

ای زنده پیش از هر زنده و ای زنده بعد از هر زنده و ای زنده ای كه معبودی جز تو وجود ندارد،بر محمد و آل محمد درود فرست،

وَ اغفِر لِی ذُنُوبی،وَ اجعَل لِی مِن أَمرِی یُسراً وَ فَرَجاً قَرِیباً،

و گناهان مرا بیامرز و در كارم آسانی و گشایش نزدیك قرار ده،

وَ ثَبِّتنِی عَلی دِینِ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَ عَلی هُدی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَ عَلی سُنَّة مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد-عَلَیهِ وَ عَلیهِمُ السَّلامُ-،

و مرا بر آیین  و هدایت و راه و روش محمد و آل محمد-سلام بر او و آنان-استوار بدار

وَ اجعَل عَمَلِی فِی المَرفُوعِ المُتَقَّبلِ،وَ هَب بِرَحمَتِكَ یا أَرحَمَ الرّاحِمِینَ.»

و عملم را جزو اعمال صعود یافته و پذیرفته شده بگردان و رحمتت را به من ارزانی دار ای مهربان ترین مهربانان.

 

اقبال الاعمال،انتشارات سماء قلم،ج1،ص311





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بزرگ‌ ترین آیه

شخصی به امام کاظم (علیه‌السلام) عرض کرد: کدام آیه در کتاب خداوند بزرگ تر است؟ حضرت فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت عارف

عارفی وصیت کرد بسم الله الرحمن الرحیم را بر کفن او بنویسند پرسیدند: این کار چه سودی دارد؟ گفت: چون قیامت بر پا شود و همه مردم از قبر برخیزند، گویم: پروردگارا! برای ما کتابی فرستادی و در عنوان و آغاز آن بسم الله الرحمن الرحیم ثبت کردی، امروز با عنوان کتاب خود با ما رفتار کن.

آثار رحمت الهی

خداوند صفات متعددی دارد ولی در تمام مواقع در کنار عبارت بسم الله؛
الرحمن الرحیم را می‌آورد و خود را با این صفات یاد می‌کند. و حال آن که ممکن بود بگوید بسم الله العلیم الحکیم، بسم الله الجبار المنتقم و همچنین سایر صفات.
نکته مطلب، در جلب قلوب مردم از راه رحمت است. برای جمع آوری مردم هیچ نیرویی بهتر از رحمت ـ که موجد امید است ـ نیست. مردم وقتی امید پیدا کردند حرکت می‌کنند و امید از راه رحمت و بشارت میسر است. پیغمبری که می‌خواهد تمام طبقات مردم را جمع و آنان را امیدوار کند. باید قدرتی در اختیار داشته باشد که به وسیله آن در مردم روح امید ایجاد کند. بشارت و رحمت بهترین ابزار برای ایجاد امید است. از این رو می‌گوید: سبقت رحمته غضبه فضل و رحمتش بر غضبش سبقت دارد.
آوردن رحمن و رحیم در بسم الله باعث امیدواری و تجمع مردم بر گرد پیغمبر است، از این رو تمام مظاهر مختلف اسلام رحمت معرفی شده است، قرآن را هدی و رحمه للمؤمنین رسول را و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین واشداء علی الکفار رحماء
بینهم برمی‌شمرد.

جاذبه آیه رحمت

یکی از مردم ژاپن که به اسلام گروید در بخشی از نامه‌اش می‌نویسد: بسیاری از مردم ما در ژاپن در واقعه هیروشیما و نابودی و مجروح و مقتول شدن هزاران انسان، حتی ادیان خود را از دست دادند زیرا این حمله وحشیانه از سوی کشوری به ما صورت گرفت که از خدا و از مسیح و مذهب دم می‌زد ـ یعنی آمریکا ـ جمعی از در گذشتگان آن فاجعه از نزدیکان خود من بودند لذا من از جنگ و خشونت نفرت دارم و به رحم و عدالت و احسان و ایمان به خدای رحیم و عادل کشش دارم... برای من بیان شد که نخستین آیه‌ای که بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد، بسم الله الرحمن الرحیم است که در آن دو بار از رحمت خداوند سخن به میان آمده است و یکصد و چهارده بار در قرآن تکرار گردیده و هر مسلمانی علاوه بر ضرورت قرائت آن در نمازهایش قبل از شروع هر کار باید بسم الله الرحمن الرحیم بگوید... و من برای همین امور حیاتی مسلمان شده‌ام.

زیان غفلت

عبد الله بن یحیی می‌گوید: به محضر علی (علیه‌السلام) مشرف شدم و هنگامی که خواستم بر روی تخت بنشینم پایه آن شکست و بر زمین افتادم و سرم آسیب دید.

حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: شکر خداوندی را که کفاره گناهان شیعیان ما را در دنیا قرار داد تا همین جا پاک شوند. عبد الله می‌‌گوید: عرض کردم: چه گناهی کرده‌ام که شکسته شدن سرم کفاره آن باشد؟ حضرت فرمود: وقتی که نشستی بسم الله نگفتی.





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

از مولای متقیان حضرت علی (علیه‌السلام) روایت شده است: وقتی که بسم الله الرحمن الرحیم بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد، آن حضرت فرمود: اولین بار که این آیه بر حضرت آدم نازل شد فرمود: تا زمانی که فرزندان من این آیه را قرائت کنند از عذاب (الهی) در امان خواهند بود.

نور دل‌ها

بسم الله نور دل دوستان است، آیینه جان عارفان است، چراغ سینه موحدان است، آسایش رنجوران و مرهم خستگان است، شفای درد و طبیب بیمار دلان است.

سوگند مقدس

جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید: هنگامی که بسم الله الرحمن الرحیم نازل شد، ابر به سوی مشرق گریخت و باد آرام گرفت و دریا طوفانی شد و حیوانات گوش فرا دادند و شیطان‌ها از آسمان رانده شدند و خدای متعال به عزت و جلالش سوگند یاد کرد که
بسم الله بر هر چه خوانده شد خداوند آن را با برکت گرداند.
درس اول
امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: چون حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) متولد شد به سرعت رشد کرد تا آن جا که در هفت ماهگی، مادرش دست او را گرفت و نزد معلم برد. در ابتدای تعلیم، معلم گفت: بسم الله الرحمن الرحیم و عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) آن را تکرار کرد... .

نامی شگفت

در کتاب تفسیر فاتحه الکتاب در بحث مربوط به بسم الله الرحمن الرحیم از مفاتیح الغیب نقل شده است که: یکی از خواص اسم الله جل جلاله این است که چون الف آن را حذف کنند لله باقی بماند و این هم مختص خدای سبحان است لله الامر من قبل و من بعد  اگر لام اول لله را بیفکنند، له می‌ماند، آن نیز مخصوص حق تعالی است، زیرا غیر خدا مالکیت حقیقی ندارند له الملک و له الحمد و اگر لام له را حذف کنند، آن نیز بر ذات او دلالت دارد، مانند هو در قل هو الله احد.

شهر رحمت

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: در بهشت شهری است به نام مدینه الرحمه که بی نهایت زیباست، هر که به آن رسید از زحمت رست و به رحمت پیوست. در آن شهر خانه‌ای است به نام بیت الجلال که درهای بسیار دارد و کلید درهای آن
بسم الله الرحمن الرحیم است. چون بنده مؤمن بسم الله را با اخلاص بر زبان راند درها باز شود و از سوی خداوند ندا شود که مُلک این خانه و ولایت این شهر را به تو سپردیم.

سه هزار نام در سه نام

بعضی گفته‌اند: خدای متعال سه هزار نام دارد، هزار نام مخصوص فرشتگان مقرب است که آنان می‌دانند؛ هزار نام مخصوص پیامبران و نهصد و نود و نه نام مربوط به امت‌هاست. خدای سبحان از آن سه هزار نام یک نام را برای خود برگزیده و هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی از آن خبر ندارد و این اسم را مخزون سر مکنون گویند.
از آن نهصد و نود و نه اسم که سهم امت‌هاست سیصد اسم در تورات ذکر شده است و سیصد اسم در زبور و سیصد نام در انجیل و نود و نه اسم در قرآن و چون امت محمد (صلی الله علیه و آله) بهترین امت‌هاست خداوند مجموع معانی آن سه هزار نام را در سه اسم خود که در بسم الله الرحمن الرحیم (= الله، رحمن، رحیم) وجود دارد به ودیعت نهاده و هر یک را به معنای هزار اسم خود قرار داده و به امت اسلام ارزانی داشته تا هر بنده‌ای که این اسم و معنای آن‌ها را بداند چنان باشد که تمامی نام‌های خداوند را خوانده و دانسته است.
دهندش ز هر خرمنی خوشه‌ای
بیابد ز هر گوشه‌ای توشه‌ای

منبع:سایت فطرت برگرفته از شیعه نیوز





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()


 امام هادى علیه السلام:
۱ـ «مَنِ اتَّقىَ اللّه یُتَّقى، وَ مَن أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَن أطاعَ الخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ المَخلُوقینَ، وَ مَن أسخَط الخالِق فَقَمِن أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقین»
بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۸۲، ح ۴۱، أعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۹
کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى ‏شوند و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسانها نخواهد داشت، و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد. پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسانها قرار گیرد.
۲ـ «مَن أنسَ بِاللّهِ استَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَ عَلامَه الأنسِ بِاللّهِ الوَحشَهُ مِنَ النّاس»
عدّه الداعى مرحوم راوندى، ص ۲۰۸
کسى که با خداوند متعال مونس باشد و او را أنیس خود بداند، از مردم احساس وحشت مى ‏کند.
۳ـ «السَّهرُ الذُّالمَنامِ، وَ الجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطّعامِ.»
اعلام الدّین، ص ۳۱۱، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۷۲
شب زنده دارى، خواب بعد از آن را لذت بخش ‏تر مى ‏کند و گرسنگى را به گوارایى طعام مى ‏افزاید، یعنى هرچه انسان کمتر بخوابد بیشتر از خواب لذّت مى ‏برد و هرچه کم خوراک باشد، مزّه غذا گواراتر خواهد بود.
۴ـ «لاتَطلُبِ الصَّفا مِمَّن کَدِرتَ عَلَیه، وَ لا النُّصحَ مِمَّن صَرَفتَ سُوء ظَنِّک اِلَیهِ، فَاِنَّما قَلبُ غَیرِکَ کَقَلبِک لَه»
بحارالانوار، ج ۷۵،ح ۴، أعلام الدّین، ص ۳۱۲
از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى، صمیمیّت و محبّت مجوى، و از کسى که نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نکن، زیرا (حال و هواى) قلب دیگرى نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به اوست.
۵ ـ «الحَسَدُ ما حِقُ الحَسَناتِ، َو الزَّهوُ جالِبُ المَقتِ، و العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ داع الَى الغَمطِ وَالجَهلِ، و البُخلُ أذَمُّ الأخلاقِ، وَ الطَّمَع سَجیَّهٌ سَیِّئَه»
بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۱۹۹، ح ۲۶،قطعه منه و ج ۷۸، ص ۳۶۸، ح ۳
حسد، نابود کننده کارهاى نیک و خودبرتر بینى، موجب خشم مردم و خودپسندى، مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پستى و نادانى نگه مى ‏دارد، و بخیل بودن بدترین اخلاق است، و نیز طمع، خصلتى ناپسند و زشت است.
۶ـ «الهَزلُ فکاههُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَهُ الجُهّال»
الدرّه الباهره، ص ۴۲، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۲۰، حیاه الامام على الهادى، ص ۱۶۱
مسخره کردن و شوخى‏هاى بى‏مورد، از بى‏خردى و کار انسانهاى نادان است.
۷ـ «الدُّنیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَومٌ وَ خَسِرَ آخَرُون»
أعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۹، تحف العقول، ص ۴۳۸
دنیا همانند بازارى است که عدّه‏اى در آن ـ براى آخرت ـ سود مى ‏برند و گروهى دیگر متحمّل ضرر و خسارت مى‏ شوند.
۸ ـ «الناسُ فِى الدُّنیا بِالاموالِ وَ فِى الآخِرَهِ بِالاعمال»
أعلام الدّین، ص ۳۱۱، أعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۹
مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجمّلات شهرت می‏یابند، ولى در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.
۹ـ «مُخالَطَهُ الاشرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَن یُخالِطُهُم»
مستدرک الوسایل، ج ۱۲، ص ۳۰۸، ح ۱۴۱۶۲
همنشینى و معاشرت با افراد شرور، نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.
۱۰ـ «الغَضَبُ عَلى مَن لاتَملِکُ عَجزٌ، وَ عَلى مَن تَملِک لُؤمٌ»
مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۱، ح ۱۳۳۷۶
غضب و تندى در مقابل آن کسى که توان مقابله با او را ندارى، علامت عجز و ناتوانى است، ولى در مقابل کسى که توان مقابله با او را دارى، علامت پستى و رذالت است.
۱۱ـ «عَلَیکُم بِالوَرَعِ فَاِنَّهُ الدّینُ الّذى نَلازِمُهُ وَ نُدینُ اللّه تعالىَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا لاتَتعَبُونا بِالشَّفاعَه»
وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۴۸

با ورع و با تقوا باشید که این ورع و تقوا همان دینى است که همواره ما ملازم آن هستیم و پایبند به آن می‏ باشیم و از پیروان خود نیز می‏ خواهیم که چنین باشند، از ما (با عدم رعایت تقوا) شفاعت نخواهید و ما را به زحمت نیندازید.
۱۲ـ «یَأتى علماء شیعَتِنا القَوّامُونَ بضعفاء محبینا و أهل ولایتنا یوم القیامه، و الانوار تسطع من تیجانهم» 

بحارالانوار، ج ۲، ص ۶، ضمن ح13
علماء و دانشمندانى که به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و مشکلات آنها را رفع نمایند، روز قیامت در حالى محشور می‏ شوند که تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آنها می درخشد   .

منبع:موسسه جهانی سبطین علیهما السلام




نوع مطلب : سخن از جنس نور، یاد محبوب، 
برچسب ها : اندرزهایی از هادی امت،
لینک های مرتبط :


جمعه 5 خرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

سخن فرشته ی فراخواننده به سوی خدا در هر شب ماه رجب

در برخی كتاب های عبادات آمده است كه پیامبر اكرم-صلوات الله علیه-فرمود:«خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته ای را گمارده است كه به او «داعی» گفته می شود.هنگامی كه ماه رجب وارد می شود،آن فرشته در هر شب از آن تا صبح ندا در می دهد:«خوشا به حال ذاكران!خوشا به حال اطاعت كنندگان!»و خداوند متعال خود می فرماید:«من همنشین هر كس هستم كه هم نشین من باشد و مطیع هر كس هستم كه از من اطاعت كند و آمرزنده هر كس هستم  كه از من آمرزش بطلبد.ماه،ماه من است و بنده،بنده ام و رحمت،رحمتم.بنابراین،هر كس در این ماه مرا بخواند،به او پاسخ می دهم و هر كس از من بخواهد،به او عطا می كنم و هر كس از من طلب هدایت كند،هدایتش می نمایم و من این ماه را به عنوان رشته ی ارتباط میان خود و بندگانم قرار داده ام،هر كس به آن چنگ بزند،به من می رسد.»

اقبال الاعمال،انتشارات سماء قلم،ج 2،ص721





نوع مطلب : سخن از جنس نور، تلنگر، 
برچسب ها : ماه رجب، داعی، ماه خدا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

قرب،مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است.و هر مرتبه از مراتب قرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.

در محضر العبد بهجت،نکته های ناب:78

 





نوع مطلب : سخن از جنس نور، تلنگر، 
برچسب ها : العبد بهجت، قرب الهی، نماز،
لینک های مرتبط :


جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

ابن بابویه در فقیه از امیر المومنین علیه السلام روایت کرده که فرمود:چون کسی آیه ی «قل انّما انا بشر مثلکم یوحی الی»تا آخر سوره ی کهف را در موقع خفتن بخواند،از خوابگاه او تا حرم کعبه و بیت المقدس،نوری ساطع شود،و فرشتگانی را فراگیرد تا موقع طلوع فجر برای خواننده ی آن استغفار کنند.1

در کافی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده:هر کسی آخر سوره ی کهف را موقع خوابیدن بخواند،در هر ساعتی که بخواهد از خواب بیدار می شود.2

1.کتاب من لایحضره الفقیه،ج 1،ص 297،ح 1358.

2.کافی،ج 2،ص 540.مجمع البیان،ج 3،ص 499.تهذیب،ج 2،ص 157.

(تفسیر جامع،ج 4،ص 219)





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها : سوره ی کهف، آیه ی آخر،
لینک های مرتبط :


جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

مردی از رسول اكرم صلی الله علیه و اله وسلّم طلب نصیحتی نمود،

حضرت تا سه مرتبه فرمود:اگر من تو را نصیحتی كنم به جا خواهی آورد؟

و هر دفعه آن شخص عرض كرد: بلی.

پس فرمود:هر وقت اراده ی امری می كنی در عاقبت آن تامل كن،اگر نیك باشد بكن و الّا ترك كن و پیرامون آن نگرد.

 

قدر وقت ار نشناسی تو و كاری نكنی

بس خجالت كه از این حاصل اوقات بری


منبع:جلسات درس آیت الله مجتهدی تهرانی





نوع مطلب : سخن از جنس نور، 
برچسب ها : نصیحتی از جانب پیامبر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()