تبلیغات
من - مطالب ابر مهربان ترین پدر
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من




 

بسم الله الرحمن الرحیم

5 روز مانده به میلاد پدر

 5 روز مانده به سحری که می تواند سحر دیدار باشد... و کاش که باشد...

السلام علیک یا ابا صالحٍ المهدی

از امام صادق علیه السّلام روایت شده که از امام باقر علیه السّلام از فضیلت شب نیمه‏ شعبان سؤال شد،
ایشان فرمودند: این شب پس از شب قدر برترین شبهاست.
در این شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازیر می کند،
و آنان را به بخشش و کرم خویش می آمرزد،
پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن‏ بکوشید،
که آن شبى است که خدا به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده،
که سائلى را از درگاه خویش با دست خالى بازنگرداند مادام که انجام معصیتى را درخواست نکند،
و شب نیمه شعبان شبى است که حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض‏ شب قدر که آن را مخصوص پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود،
پس در دعاى و ثنا بر خداى تعالى کوشش کنید...



مفاتیح الجنان، اعمال شب نیمه شعبان



*****
چه کسی می داند؟
شاید آن شادترین لحظه ی ما در راه است...
اندکی صبر سحر نزدیک است...

در پناه صاحب الزمان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها : 5روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


شنبه 10 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم


جمعه نهم تیر ماه سال 1391 - 6 روز مانده به میلاد پدر - 6 روز مانده به سحری که می تواند سحر دیدار باشد... و کاش که باشد...

السلام علیک یا کریم من اولاد الکرام

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد آمد.
جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .
روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت . گفت: تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ 
جوان گفت: اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه ی خویش ببینم؟

*****
به راستی اگر تا به حال ادای خدمتگزاری او را در آورده ایم چرا در این چند روز باقی مانده تا میلادش قدم در مسیر خدمتگزاری راستینش نگذاریم...
او کریم است از اولاد کرام... (اشاره به عبارت زیارت روز جمعه)
او بر گنه کاران بخشنده است و استغفارشان می کند...

مولای من! یقین است بر من که:
آنچه خوبان همه دارند            تو تنها داری!

اما نمی دانم چرا هنوز با تو یکدل نشده ام...
بیا و کریمی کن و عابرویمان بخر و ما را به نوکری خود قبول کن...

در پناه صاحب الزمان



پی نوشت:تذكری از طرف یکی از دوستان





نوع مطلب : یاد محبوب، تلنگر، 
برچسب ها : 6روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


جمعه 9 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم
پنجشنبه هشتم تیر ماه سال 1391 - 7 روز مانده به میلاد پدر

السلام علیک یا سفینة النجاه

 

كُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ اَباً رَحِیماً إِذْ صَارُوا عَلَیْكَ عِیَالاً

براى مؤمنان پدری مهربان بودى، هنگامی كه تحت سرپرستى تو در آمدند؛


فَحَمَلْتَ اَثْقَالَ مَا عَنْهُ ضَعُفُوا

بارهاى گرانى را كه از كشیدنش ناتوان بودند، بدوش گرفتى؛

 

وَ حَفِظْتَ مَا اَضَاعُوا

و آنچه را تباه ساختند، محافظت نمودى؛

وَ رَعَیْتَ مَا اَهْمَلُوا

و آنچه را رها كردند، رعایت فرمودى؛

وَ شَمَّرْتَ إِذَا اجْتَمَعُوا

و زمانى كه [گرداگردت] اجتماع کردند، دست همت بر كمر زدى؛

وَ عَلَوْتَ إِذْ هَلِعُوا

و بلندى گرفتى هنگامی كه بی‌تابى كردند؛

وَ صَبَرْتَ إِذْ اَسْرَعُوا

و صبر نمودى وقتی شتاب كردند؛

وَ اَدْرَكْتَ اَوْتَارَ مَا طَلَبُوا

و انتقام خونى را كه می‌خواستند، تو گرفتى؛

 

وَ نَالُوا بِكَ مَا لَمْ یَحْتَسِبُوا

و از بركت تو به آن چه دست یافتند که گمانش را نداشتند.

(قسمتی از زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز مبعث)

*****

 

یا امیرالمؤمنین، ای مهربان پدر!

بار امتحان غیبت بر دوش ما گران است، نکند عمرمان تباه شود، نکند کوبه‌ی در خانه‌تان از دست‌مان رها شود،
آقا شما دعا کنید که به برکت آن دست یابیم به آن چه نزدیک است... به دیدارش...

 


هنوز فرزندان علی علیه السلام در مدینه گریانند...
گویا تنها یک هفته به سحر میلادش بیشتر نمانده است...
باشد که سحر میلاد برای ما سحر دیدار شود...
که ما هرچه بدیم، خداوند ارحم الراحمین است.

در پناه صاحب الزمان


پی نوشت:تذكری از طرف یکی از دوستان





نوع مطلب : تلنگر، یاد محبوب، 
برچسب ها : 7 روز مانده به میلاد پدر، مهربان ترین پدر، پدر مهربان،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 تیر 1391 :: نویسنده : زهره
نظرات ()